پژوهشی در طبقات اجتماعی و آسیب شناسی عصر غزنوی و سلجوقی از خلال آثار ناصرخسرو و سنایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی ـ واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران.
doi
چکیده
بی تردید ملت ها طی قرنهای متمادی به مقتضای وضع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی فراز و فرودهایی بسیار را تجربه کردهاند. قرآن کریم به سقوط و سر در نشیب آمدن ملل و اقوام گوناگون چنین اشاره کرده: و هنگامی که خواستیم ملتی را نابود کنیم به ثروتمندان و خوشگذرانشان فرمان میدهیم (وقتی که آنها تمرّد کردند) و به فسق و فجور سرگرم شدند، حکم قطعی خداوند در حقشان نفوذ یافته، نابودشان خواهیم کرد. (اسراء / 16) با توجه به مفهوم این آیه، هنگامی که جامعه فاسد شد، فساد در تمامی طبقات، روابط و مناسبات اجتماعی رسوخ یافته، هیچ چیز از گزند آن در امان نخواهد بود. در چنین شرایطی، ناامنی در ساختار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دینی و اجتماعی پدید میآید و کلیة این ساختارها به جای تعامل و پیوند با یکدیگر در تقابل و تضاد با هم قرار گرفته، کارکردی مطلوب نخواهد داشت. اینجاست که وجود روشنگران و منتقدان اجتماعی، نمودی خاص مییابد که با آگاه کردن آحاد ملت از طریق نشان دادن و انتقاد از تباهیها و فسادها و نابکاریها نقشی مهم در واداشتن اقشار مختلف اجتماعی به تحرّک در برابر زشتیها و کاستیها و کجاندیشیها ایفا میکنند. نقد و تحلیل طبقات اجتماعی از دیدگاه ناصرخسرو و سنایی به عنوان شاعران روشنگر و منتقد از اهداف نگارش این مقاله بوده است.