تأثیر تدوین سیاست های کلی برای بنگاههای خدماتی- آموزشی انتفاعی
نویسندگان
1 مربی، گروه مهندسی صنایع ،واحد نراق،دانشگاه آزاد اسلامی، نراق،
2 مربی، گروه مهندسی صنایع ،واحد نراق،دانشگاه آزاد اسلامی، نراق،
doi
چکیده
برخی از کشورهای صاحب نام و یا کشورهای در حال توسعه، در زمینه آموزش عالی دارای جایگاههای ممتازی در صحنه رقابت بین الملل میباشند. بسیاری از مؤسسات خدماتی آموزشی، در این زمینه موفق و پیشتاز بودهاند که در حال حاضر نامی از آنها به چشم نمیخورد. بسیاری از متخصصان علم مدیریت و برنامه ریزی همچون فردآر دیوید و جی ایوید هانگر، راه حل چالشهای سازمانی را در مفاهیمی همانند اهداف، خطمشی، مأموریت و سیاستهای کلان یک مؤسسه جستجو می نمایند. برنامهریزی فرایندی است که دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات میباشد. بر اساس این تعریف، تصمیمگیریهای مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامه ریزی اطلاق نمیگردند. بیشتر برنامهریزیها براساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نیاز میباشند. در مدلهایی همانند مدل برایسون، مدل هیل، مدل BCG و مدلGE ...، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبیین شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد میگردند. تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاهها، ساختارها، نظامها و... عواملی هستند که بر آرمانها و اهداف برنامه ریزی تأثیر گذاشته، در نهایت باعث تغییر برنامه میگردند. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. با توجه به این نگرش میتوان تصمیمات سامان یافته ای را اتخاذ نمود و به اهداف کلان و انجام اعمالی دست یافت که ماهیت سازمان، نوع فعالیتها و دلیل انجام آن فعالیتها توسط سازمان را شکل می دهد .