انتقاد صوفیان از روزگار نامناسب و مردم ناسازگار

نویسندگان

1 دانش‌یار دانش‌گاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.

doi
چکیده

تصوف به دلیل پای‌بندی به اصولی چون نظام احسن خلقت، جبر و تقدیرگرایی، و تسلیم طلبی در اعتقاد، و نیز به سبب تمایل به تساهل و تسامح در رفتار، اساساً بر وضع موجود چندان اعتراض و انتقادی ندارد. امّا واقعیت این است که در عمل شکایت بزرگان صوفیه از اوضاع روزگار و کار و کردار آدمیان، در مجموع چندان هم اندک‌تر از شاعران و سایر مردمان نیست. ریشة این ناخرسندی‌ها را باید در چه عواملی جست‌وجو کرد؟ حقیقت این است که در بسیاری از دوره‌ها در هم آشفتگی اوضاع روزگار آن چنان شدید بوده است که حتّی زبان بزرگان صوفیه را نیز به انتقاد باز کرده است. علاوه بر این دنیا‌گرایی و بی‌رغبتی به آموزه‌های دینی و بویژه فراموشی یاد حق از ذهن و زبان مردم و ارباب قدرت در زندگی روزمره و ایجاد درگیری‌های تعصّب‌آمیز فرقه‌ای و وابستگی به مقام و ثروت به وسیلة متولیان مذاهب، و البتّه روحیة حساس و هنرمندانة اهل تصوف، از عوامل مؤثّر این نارضایتی‌ها بوده است.