بررسی عینی و ذهنی خستگی عضله تراپزیوس فوقانی در قالی بافان
نویسندگان
1
2
3
4 پژوهشگاه مواد و انرژی
5
doi
چکیده
مقدمه: حدود 5/8 میلیون نفر از شاغلان کشور را قالیبافان تشکیل میدهند که شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی، به ویژه در ناحیه شانه آنها بسیار بالا است. توجه به خستگی عضلانی به عنوان ریسک فاکتور ایجادکننده اختلالات اسکلتی- عضلانی باعث ارتقای سلامت قالیبافان میشود. از فاکتورهای نشاندهنده گسترش خستگی عضلانی، کاهش فرکانس میانگین توان و افزایش مجذور میانگین ریشه در سیگنالهای الکترومایوگرافی در واحد زمان است. این مطالعه به بررسی خستگی عضلانی قالیبافان میپردازد. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، 12قالیباف (9زن، 3مرد) وارد مطالعه شدند. دادههای مطالعه با روشهای الکترومایوگرافی سطحی و نرخ ناراحتی اعضای بدن، طی 210 دقیقه قالیبافی جمعآوری شد. تغییرات پارامترهای الکترومایوگرافی و نرخ ناراحتی اعضای بدن با روش آنالیز واریانس اندازهگیریهای تکرار شده (با متغیرهای مستقل جنسیت و سابقه کار) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: طی 210 دقیقه قالیبافی، تغییر کاهشی فرکانس میانگین توان تراپزیوس فوقانی راست و چپ به ترتیب با 002/0P= و 006/0P= معنادار بود؛ ولی تغییرات مجذور میانگین ریشه این دو عضله در زمان بررسی معنادار نبود. به همین ترتیب طی این مدت، تغییرات نرخ ناراحتی اعضای بدن نیز معنادار نبود و روش عینی و روش ذهنی همبستگی معناداری نداشتند. نتیجهگیری: بررسی گسترش خستگی عضلانی با روشهای عینی و ذهنی، کاهش معنادار فرکانس میانگین توان را نشان داد، اما پارامتر مجذور میانگین توان و نرخ ناراحتی اعضای بدن، تغییر معناداری نداشتند. رابطه معناداری بین ارزیابی ذهنی و عینی خستگی مشاهده نشد.