اسطورۀ پدر و پسر در رمان پدر بی‌ جان و داستان رستم و سهراب از دید روان‌شناسی فروید

نویسندگان

1 زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبان های خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران

doi
چکیده

هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی اسطورۀ پدر و پسر از دیدگاه فروید در رمان پدر بی جان اثر دانلد بارتلمی و مقایسۀ آن با داستان رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی است. برای نیل به این منظور، نویسنده این مقاله از روی‌کرد زیگموند فروید دربارۀ عقدۀ ادیپ در تحلیل رابطۀ پدر و پسر در این دو داستان سود جسته است. این رابطه در دل خانواده شکل می‌گیرد که در رمان بارتلمی به‌خوبی ترسیم شده است. ابتدا به معرفی دانلد بارتلمی پرداخته می‌شود. سپس عقدۀ ادیپ در دید فروید معرفی می‌گردد تا بنیان نظری پژوهش فراهم شود. آن‌گاه، این مفهوم در رمان پدر بی‌ جان و داستان رستم و سهراب ارائه می‌گردد که در نهایت با بررسی هردو اثر از دید روان‌شناسیِ فروید مورد مطالعه قرار می‌گیرد. نویسنده در این مقاله بر آن است تا با تمرکز بر اسطورۀ پدر و پسر از منظر روان‌شناسی فروید، ماهیّت این اسطوره را با تکیه بر متن رمان و شاهنامه به تصویر کِشد. این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است و روش مطالعه نیز کتاب‌خانه‌ای.