الگوهای روایت‌پردازی در تمثیل‌های موعظه‌ای: مطالعۀ موردی نسخۀ خطی «خُطَب»

نویسندگان

1 استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بوشهر، بوشهر، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بوشهر، بوشهر، ایران

doi
چکیده

تمثیل به‌ عنوان یک ابزار بلاغی نیرومند در ادبیات دینی و موعظه، کارکردی توضیحی و اقناعی دارد و نسخۀ خطی «خُطَب» به‌عنوان یکی از متون کهن و کمتر بررسی‌شده در این حوزه، منبعی مهم برای کشف شیوه‌های روایت‌گری سنتی به شمار می‌رود. پرسش اصلی مقاله این است که الگوهای روایت‌پردازی و عناصر سازندۀ تمثیل‌ها در این نسخه خطی کدامند و چگونه به کارکرد موعظه‌ای متن کمک می‌کنند؟ پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که تاکنون هیچ پژوهشی به بررسی الگوهای روایی در مجالس وعظ نپرداخته است. روش تحقیق، تحلیل ساختاری-کارکردی است که بر تطبیق الگوهای ساختاری هر عنصر با هدف غایی وعظ و ارشاد تمرکز دارد. روش تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی با رویکرد ساختاری-کارکردی است. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای بر مبنای تمثیل‌های به کار رفته شده در نسخه خطب خُطب صورت گرفته است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ساختار این حکایات بر دو اصلِ ایجاز و اعتبارِ معنوی استوار است. در سطح عناصرِ روایت، محدودیت شخصیت‌ها و ساده بودنِ پیرنگ، در جهت ایجاز به کار گرفته شده است. همچنین، استفاده از تمثیل عینی (تبدیل امور ذهنی به محسوس) و سبک موعظه‌ای تضاد محور، تأثیر اقناعی پیام را در ذهن مخاطب، تقویت می‌نماید. نتیجه‌گیری نهایی این است که تمامی مؤلفه‌های ساختاری و سبکی در کتاب «خُطَب»، یک نظامِ هدفمند را تشکیل می‌دهند که برای انتقال سریع و قطعی پیامِ اخلاقی، طراحی شده است.