کیفیّت ارائۀ تمثیل در تاریخ بیهقی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه

2 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج

doi
چکیده

یکی از مهم ترین مختصاتی که در سبک شناسی نثر مورد توجّه قرار می گیرد، عناصر تصویرساز و میزان کاربرد آن در آثار منثور است که در این میان، تمثیل به دلیل تأثیر بالایی که در جذابیّت کلام دارد، از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. در این مقاله که به روش تحلیلی - توصیفی – آماری و برپایۀ منابع کتابخانه ای است، تلاش شده است تا با مطالعۀ کامل کتاب تاریخ بیهقی اصلی ترین شگردهای بیهقی در شیوۀ ارائۀ تمثیل بررسی شود. این مقاله با هدف کلّی ارائۀ ویژگی های تمثیل و شیوه های کاربرد آن در تاریخ بیهقی نوشته شده است و در پی پاسخ به این پرسش کلّی است که تمثیل در تاریخ بیهقی چه جایگاهی دارد و بیهقی تمثیل را با چه شیوه ها و کیفیتّت ها و در چه مقیاسی به کار برده است؟ گفتنی است تا کنون بصورت مستقل پژوهشی دربارۀ کیفیّت تمثیل در تاریخ بیهقی صورت نگرفته است. آنچه که در این مقاله بدان پرداخته‌شده است، استخراج تمثیل ها در تاریخ بیهقی و بررسی شیوۀ ارائۀ آن و میزان استفادۀ آماری از هر مورد است. بیهقی از همۀ شگردهای کاربردی تمثیل بهره برده است؛ امّا گاه در قالب صفت هایی شاعرانه به تمثیل، خاصیّتی شاعرانه می بخشد. همچنین گاهی معنای والای سخن بیهقی خود بدان درجه از حکمت می رسد که بی هیچ شگرد تصویرساز دیگری، قابلیّت تبدیل به مثلی نغز را دارد. این موارد زیر عنوان علوّ معنی بررسی شده است. گاه نیز سخن بیهقی، یادآور شعر و سخن شاعران پیش و پس از خود است که آن سخنان نیز غالباً تمثیل یا اصطلاح کنایی اند. در این میان سخن سعدی بیش از دیگران در تاریخ بیهقی فرایاد می آید.