بررسی موانع برنامهریزی توسعه در ایران با رویکرداجتماعی و ارائه پیشنهادات سیاستی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)،
2 دانشجوی دکتری دانشگاه باقرالعلوم
doi
10.22059/ijsp.2025.392183.671305چکیده
این مقاله به بررسی و نقد منطق حاکم بر برنامهریزی توسعه پس از انقلاب پرداخته و به دنبال تبیین این نقطه نظر است که نظام برنامهریزی در کشور نیازمند یک تغییر پارادایمی اساسی از مدلهای عمدتاً متمرکز بر اقتصاد، به یک رویکرد جامعتر یا به عبارت دیگر، «رویکرد اجتماعی و برنامهریزی جامعهمحور» است. همچنین سیاستهای اقتصادی فعلی را که در برآوردن نیازهای اجتماعی پایه برای جامعه ناموفق بودهاند، به نقد میکشد. این تحلیل ضمن بررسی نسلهای مختلف برنامهریزی توسعه در جهان، تلاش دارد چارچوبی جدید برای برنامه توسعه ایران پیشنهاد دهد. در این مجال فرایند فرسایش سرمایه اجتماعی حاکمیت ترسیم و چهار عنصر پشتیبان برنامهریزی توسعه شامل حاکمیت توانمند، جامعه قوی، زیرساختهای توسعه و گفتمانسازی پشتیبان توسعه بررسی شده و چالشهای هر یک تبیین شده است و نهایتاً راهکارهایی برای حل چالشهای هر یک از این سطوح به اختصار بیان شده است. در همین راستا، «رویکرد جامعهمحور به برنامهریزی» و «شاخص آمادگی جامعه» تبیین شده و بازسازی و توانمندسازی حکومت با تاکید بر مفهوم شفافیت و تحقق دولت الکترونیک، ایجاد زیرساختهای کالبدی ضروری برای توسعه، نهادمندسازی و توانمندسازی جامعه و بهرهگیری از نظام رسانهای کارآمد به عنوان ابزار گفتمانسازی توسعه و پشتیبانی از فعالیتهای توسعهای از جمله راهکارهای پیشنهادی این مقاله است. این تحلیل با استفاده از مطالعه کتابخانهای، استخراج و تحلیل مضمون استنباطی دادههای جلسات کارشناسی در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی پیرامون برنامه هفتم توسعه و استنتاج منطقی و تخصصی این دادهها توسط نویسندگان انجام شده است.