چگونگی نقش‌آفرینی دولت‌ها در توسعه اقتصادفرهنگ مطالعه تطبیقی کشورهای پیشرفته، رشد یافته و ایران

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی؛ تهران، ایران

doi
10.22059/ijsp.2025.384436.671266
چکیده

تمرکز بر تولید، توزیع و مصرف صنایع فرهنگیِ با ارزش‌افزوده بالا، از محوری‌ترین مسیرهای توسعه درکشورهای توسعه یافته است. در اغلب کشورهای پیشرفته‌ی جهان، دولت‌ها در برنامه‌ریزی و مدیریت اقتصادفرهنگ به عنوان صنایعی راهبردی در اقتصاد ملی و توسعه، نقش مهمی داشته‌اند. توسعه اقتصاد فرهنگ نیازمند نظمی درسیاست‌گذاری است که هماهنگی و هم‌سویی کارکردی نهادهای مرتبط با یکدیگر را مبنا قرار داده، و تولید، توزیع و مصرف مستمر و متعادل کالا و خدمات فرهنگی را در سطوح مختلف هدف‌گیری نماید. تحقق چنین هدف مهم و پیچیده‌ای، نیازمند نقش آفرینی بهینه دولت به عنوان سیاست‌گذار اصلی در این زمینه است. هدف این مطالعه، بررسی مقایسه‌ای میزان توسعه‌یافتگی اقتصادفرهنگ کشورهای پیشرفته، رشد یافته و ایران، و چگونگی نقش‌آفرینی دولت‌ها در آن می‌باشد. با رویکرد تطبیقی و تحلیل ثانوی آمارهای موجود، توسعه‌ اقتصادفرهنگ10 کشور اول توسعه‌یافته و 10 کشور اول رشدیافته، با ایران مقایسه و چگونگی نقش‌آفرینی دولت‌های آنها نیز با مصاحبه با متخصصین خارجی و داخلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که در همه کشورهای مورد بررسی دولت بر اساس الگوی حکمرانی خود در اقتصادفرهنگ حضور موثر دارد اما میزان حضور و چگونگی نقش‌آفرینی آن متناسب با شرایط جامعه و صنایع فرهنگی است اما در ایران ضعف‌هایی در این خصوص وجود دارد. در این کشورها، آموزش و تامین نیروی انسانی، کسب و کارهای خرد و متوسط فرهنگی، تبلیغات و بازاریابی داخلی و خارجی، شبکه‌سازی کنشگران فرهنگ و هنر و وجود قوانین حمایت از حقوق مالکیت معنوی هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی مورد حمایت دولت‌هایشان بوده است.