سیمای تمثیلی یوسف(ع) در آیینه عرفان نزاری قهستانی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر
doi
10.30495/jpll.2022.699345چکیده
قصه حضرت یوسف، در دیوان نزاری قهستانی، مورد توجه خاص قرار گرفته است. مساله تحقیق این است که اجزا و شخصیت های این قصه چگونه به صورت تمثیلی در اشعار نزاری پردازش شده و از آن ها برای بیان اندیشه های عرفانی، دینی، فلسفی و اخلاقی شاعر استفاده گردیده است. مهمترین سوال تحقیق این است که نزاری چگونه و از چه تمثیل هایی برای تبیین قصه حضرت یوسف استفاده کرده و سیر این قصه در دیوان او چگونه تبیین شده است. کتاب کشف الاسرار و عدة الابرار اثر ابوالفضل میبدی و مقاله اشارات عرفانی در داستان حضرت یوسف(ع) پیشینه تحقیق می باشد. با توجه به این که داستان یوسف پیامبر که سرآمد تمام داستان ها میباشد و از زاویه عرفانی و تمثیلی مورد توجه خاص نزاری قرار گرفته، ضرورت انجام کار احساس می شود. هدف از این تحقیق شناخت جایگاه تمثیلیِ قصه حضرت یوسف در اشعار نزاری و تبیین اجزای این قصه در چهارچوب ادب عرفانی می باشد. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است که با استفاده از منابع کتابخانهای به انجام رسید، شیوه گردآوری بدین صورت است که تمام اجزا و شخصیت های قصه یوسف در غزلیات نزاری یادداشت برداری شد، سپس طبقه بندی گردید و در نهایت با توجه به مختصات رویکردِ تمثیلی، تجلی این قصه در چهارچوب ادب عرفانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این مقاله نشان می دهد که نگاه نزاری به داستان یوسف، عرفانی بوده و تمام اجزا و شخصیت های داستان به طور تمثیلی مورد استفاده قرار گرفته اند.