بررسی ارتباط میان نحوۀ تفکّر منطقی/شهودی مدیران و توانمندی در مدیریت تعارض با شخصیّتهای پیچیده: یک طرّاحی آزمایشی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای مدیریت سیستمها، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری، مدیریت منابع انسانی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
چکیده
باتوجهبه پیچیدگی روزافزون سازمانها و تفاوت در اندیشه، نگرش و باورهای افراد، تعارض بهعنوان جزء اجتنابناپذیر زندگی سازمانی مطرح است. ازآنجاکه امروزه، نیروی انسانی بهعنوان اصلیترین دارایی سازمانها و مزیت رقابتی مطرح است، مدیریت پدیده تعارض، بهویژه با شخصیتهای «پیچیده» در سازمانها از مهمترین مهارتهای مدیریت است که مدیران به آن نیازمندند. در تعریفی، کارکنان پیچیده، بهطورمداوم از سبکهای ارتباطی مشکلزایی مانند فریادزدن، ناله و شکایت و یا طعنهزدن برای ابراز آنچه احساس یا فکر میکنند، استفاده میکنند تا رفتارها و نگرشهای دیگران را جهتدهی و یا احساس بدی در آنها ایجاد کنند. پژوهش حاضر با استفاده از یک بازیکاری، موقعیت تصمیمگیری درخصوص شخصیتهای پیچیده را شبیهسازی کرده و با رویکردی آزمایشی، وجود ارتباط میان نحوه تفکّر تحلیلی و موفقیّت در تعامل با شخصیّتهای پیچیده را بررسی میکند. برای سنجش نحوه تفکّر منطقی/ شهودی از دو روش استفاده از آزمون REI40 و دستکاری نحوه تفکر با استفاده از یک فعالیت آزمایشگاهی استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که تفکر منطقی سنجیدهشده با استفاده از REI40 تأثیر مثبتی بر مدیریت تعارض در برخورد با شخصیتهای پیچیده داشت؛ اگرچه دستکاری نحوه تفکر تأثیر معنیداری بر عملکرد نشان نداد.