تحلیل محتوایی نماد و تمثیل های داستانی نویسندگان دوره (نسل)دوم بوشهر؛ «صادق چوبک و رسول پرویزی»
نویسندگان
1 دانشکده علوم و تحقیقات، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
2 دانشکده علوم و تحقیقات، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
3 عضوهیئت علمی دانشگاه آزاداسلامی واحد بوشهر
doi
چکیده
«استان بوشهر» واقع شده در کنارۀ خلیج فارس(جنوب غربی ایران)، با نویسندگان دوره(نسل) اول تا چهارم خود، در ادبیات داستانی کشور به ویژه مکتب جنوب جایگاه مهمی دارد. داستان پردازان این ناحیه مانند دیگر نقاط ایران در دوره های تاریخی مختلف از شگردهای متنوّع داستان نویسی در ساخت و محتوا بهره برده اند. آبشخور این تکثّر و تحوّل سبکی و فکری از طرفی متأثر از ادبیات جهان است و از سوی دیگر به توان متون روایی کلاسیک پیوند می خورد که تمثیل و بیان نمادین یکی از شیوه های بازنمایی ماجرای داستان در متون کهن پارسی است. هدف این مقاله؛ بیان مزایا، نقایص و دگردیسی های محتوایی داستان های تمثیلی و بیان نمادین در دوره دوم نویسندگی بوشهر است. بنابراین، در این مقاله کوشش شده است؛ آثار تمثیلی در سه نوع: روایت مستقل، غیر مستقل و استفاده از نمادها در فاصله دهه های بیست تا پنجاه شمسی بر پایۀ موضوع و درون مایه نقد و تحلیل شوند و به این پرسش اساسی پاسخ دهد که نویسندگان این دوره از کدام شیوه بیان تمثیلی و برای کدام مقاصد استفاده کرده اند. ماحصل این تحقیق به شیوۀ کتاب خانه ای با روی کرد پژوهشی- تحلیلی این است که؛ در دورۀ پهلوی دوم،«چوبک» با تکیه بر فضای اجتماعی و سیاسی نامطلوب جامعه؛ فابل هایی با روایت مستقل نوشت اما تمثیل در اثنای داستان و بیان نمادین را علاوه بر چوبک در داستان خاطره های دیگر نویسنده این دوره،«پرویزی» هم می توان یافت.