نقد فیلم «چه کسی امیر را کشت؟» بر اساس نظریههای رمان پسامدرن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.30466/jispll.2024.121540چکیده
بر خلاف مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی که مطابق آن، صرفاً میتوان به مقایسۀ دو متن نوشتاری با لحاظ شرایطی پرداخت، در رهیافت آمریکایی تطبیق متون ادبی با هنرهای مختلف، از جمله سینما امکانپذیر است. چون رمان و فیلم مشترکات زیادی دارند، از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند، و دو ژانر قیاسپذیر محسوب میشوند. این مشترکات، زمینۀ مناسبی برای بحث دربارۀ فیلم سینمایی از منظر نظریه و نقد ادبی جدید فراهم نموده، امکان میدهد مفاهیم و اصطلاحاتی را که به طور معمول ابزاری برای بحث دربارۀ رمان میدانیم، برای کاوشی نقادانه دربارۀ ساختار و صناعات و مضامین فیلم به کار ببریم. از طرفی، در سالهای اخیر اصطلاح «پسامدرنیسم» در بحثهای نقادانه دربارۀ رمان رواج یافته، بسیاری از داستاننویسان جدید نیز شیفتگی وافری به داستاننویسی به سبک پسامدرن نشان میدهند؛ لذا در این پژوهش، ابتدا با بررسی نظرات برخی از مهمترین اندیشمندان ادبیات پسامدرن، نوزده تکنیک مورد استفاده در رمانهای پسامدرن استخراج شده و با روش تحلیل کیفی، بهکارگیری آنها در فیلم چه کسی امیر را کشت؟ مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بررسی، گویای قرابت ادبیات و سینما (به عنوان یک متن تصویری) و قابلیت مقایسۀ این دو متن نوشتاری و تصویری است؛ چنانکه بسیاری از تکنیکهایی که در نگارش رمانهای پسامدرن به کار گرفته میشوند، با بسامد بالایی در فیلم مورد بررسی نیز، استفاده شده است.