بررسی نوستالژی در رسالههای شهابالدین سهروردی
نویسندگان
1
2 دانشگاه تهران
doi
چکیده
نوستالژی ـ که آن را غم غربت و حسرت و دلتنگی برای گذشته معنا کردهاند ـ یکی از بنمایههای رایج درادبیات عرفانی است. ادبیات عرفانی با توجه به مضمون و محتوای خود، قابلیّت ذاتی تحلیل نوستالژیک را دارد و از آنجا که نگاه حسرتبار به گذشته در تصوف و عرفان اسلامی در دورههایی تشدید میشود و تبلور تجلّی این نگرش، در متون عرفانی نیز تأثیرگذار بوده است، بررسی این مفهوممیتواند گامی نو در شناخت بیشتر اندیشهی نویسندگان این آثار باشد.در پژوهش حاضر سعی بر آن است که میزان و چگونگی بهرهمندی رسالههای فارسی شهابالدین سهروردی از عاطفهی نوستالژیک نمایش داده شود. نوستالژی زمان و مکان، غم دوری از وطن و اشتیاق آرمانشهر، نوستالژیاحوال خاصاز مؤلفههای نوستالژیک در رسالههای سهروردی به شمار میرود. در این میان، حسرت و دلتنگی برای زادگاه و موطن اصلی، پر بسامدترین مصداق میباشد.