تأثیر ظرفیت جذب دانش بر نوآوری استراتژیک با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر جهتگیری استراتژیک
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت جهانگردی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.30495/qjopm.2020.570291.2136چکیده
هدف پژوهش مطالعه رابطه ظرفیت جذب با نوآوری استراتژیک با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر جهتگیری استراتژیک در شرکتهای واقع در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران است. با پیروی از پارادایم اثباتگرایی و روش پیمایش، پرسشنامهای مشتمل بر 33 گویه تنظیم شد. روایی صوری، محتوایی و سازه پرسش نامه با کمک افراد متخصص و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی توسط آزمونهای آلفای کرونباخ، پایایی مرکب و میانگین واریانس تأیید شد. جامعه آماری در سطح نخست کلیه شرکتها و در سطح دوم کلیه کارکنان آنها بود. نمونه در سطح نخست به صورت تصادفی ساده(بر اساس فرمول کوکران 86 شرکت) و در سطح دوم به صورت هدفمند(198 نفر) تعیین شد. روابط بین متغیرها و برازش مدل مفهومی از طریق آزمونهای همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تأیید شدند. در نهایت مشخص شد که ظرفیت جذب دانش با نوآوری استراتژیک رابطه دارد اما در مورد دو فرضیه فرعی این تأثیر معنادار نیست. همچنین، مشخص شد که در شرکتهای با جهتگیریهای استراتژیک رقیبگرا و مشتریگرا این تأثیر تقویت میشود و در شرکتهای هزینهگرا تضعیف. از این رو، سازمانهایی که به دنبال تقویت نوآوری استراتژیک و به تبع آن تطبیق پیوسته مدل کسبوکار خود با تغییرات هستند، علاوه بر این که بایستی ظرفیت جذب دانش را در سازمان خود بالا ببرند باید استراتژیهای خود را بر مشتری و یا رقیب استوار کنند.