بررسی تأثیر مؤلفههای اقتصاد دانشبنیان بر رشد اقتصادی در منتخبی از کشورهای در حال توسعه اسلامی (رهیافت بیزی و (GMM)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای اقتصاد اسلامی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2 دانشیار گروه اقتصاد، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران: نویسنده مسئول dr.yadollah.rajaei@gmail.com
3 استادیار، گروه اقتصاد، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
4 استادیار گروه اقتصاد، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
doi
چکیده
عوامل اثرگذار بر فرآیند رشد در ادبیات رشد اقتصادی بسیارند. تعدد عوامل و شرایط مؤثر بر رشد در الگوهای تجربی رشد اقتصادی، باعث نااطمینانی تصریح مدل و مانع اجماعِ پژوهشگران شده است. هدف اصلی این مقاله بررسی تطبیقی روشهای بیزی و متعارف، از لحاظ نحوهی عمل و کارایی آنها در تعیین عواملِ مؤثر بر رشد اقتصادی با تأکید بر نقش بهرهوری، با داده های کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی (OIC) برای دوره زمانی 2015-1980 میباشد. بدین منظور رهیافتهای بیزی، مثل میانگینگیری مدل بیزی، میانگینگیری بیزی برآوردهای کلاسیک و حداکثر راستنمایی بیزی با روشهای متعارف مثل رهیافت اثراتثابت، اثرات تصادفی و GMM در دادههای تابلویی، مقایسه شده است. نتایج حاکی است که در یک فضای بیزی و پانلی و در روش BMA، متغیرهای مرتبط با مؤلفههای اقتصاد دانشبنیان مثل بهرهوری کل عوامل تولید، مخارج تحقیق و توسعه، نرخ پسانداز، سرمایهگذاری مستقیم خارجی، بیشترین تأثیر را بر رشد اقتصادی کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی داشته است.