واکاوی سویههای «تعریض» و کارکردهای آن در شاهنامة فردوسی
نویسندگان
1 استاد بازنشسته،دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران
2 دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز، ایران
3 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
چکیده
تعریض یا گواژه بیانی غیرمستقیم و تأمل برانگیز است که در آثار ادبی، به ویژه حماسه از گستردگی بالایی برخوردار است. این شیوة بیان هنری در شاهنامه، بهعنوان عالیترین اثر حماسی، بازتابی فراگیر دارد. فردوسی آگاهانه و با اشراف بر دقایق سخن پهلوانی از ظرفیّتهای گوناگون تعریض در جهت غنی¬تر نمودن اثر خویش سود میجوید. این پژوهش میکوشد به بررسی و تحلیل کمّی و کیفی تعریض در شاهنامه از سه دیدگاه «ساختار سخن تعریضی»، «محتوای سخن تعریضی» و «سطوح شخصیتی در تعریض» بپردازد. بررسیها آشکار میسازد ساختار سخن تعریضی را میتوان به زبانی و ادبی تقسیمبندی کرد. در بخش زبانی شیوههای بیان تعریض متنوّع، گسترده و به زبان عامه نزدیک است. در بخش ادبی نیز، تعریضها در ساختار صناعتی با خاستگاه مردمی، همچون تمثیل، کنایه، استعاره تهکمیّه و... نمود مییابند. به دلیل ماهیّت روایی شاهنامه تعریضهای زبانی بسامد بالاتری دارند. درونمایة تعریضهای شاهنامه نیز در خور تأمل است که اهم آن عبارتند از تعریضهای ساختاری وابسته به بافت روایت، تعریض به جنگآوری و پهلوانی، تعریض به عدم خردمندی و... . در بحث طرفین گفتوگو نیز بیشترین تعریضها از زبان پهلوانان غیرهمنژاد و سپس پادشاهان بیان میشود و گاه فردوسی نیز در مرزشکنیهای روایی به شخصیتها تعریض میزند. همچنین تعریض در شاهنامه دارای سه کارکرد و هدف اساسی ازجمله نقش اندرزی و تنبیهی، تحقق حوادث منطقی داستان، آگاهی فردوسی از اثربخشی تعریض در روایت حماسی است.