ارزیابی سیاستگذاری دولتهای مختلف ایران به مسئولیت اجتماعی شرکتها؛ ترسیم الگوی مطلوب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران؛
doi
10.22059/ijsp.2025.376823.671235چکیده
چالشهای اجتماعی و محیطزیستی در اواخر قرن بیستم و تبدیل چالشها به بحران در قرن بیستویکم، توجه به امر اجتماعی در ساحت حکمرانی را بیش از پیش کرد. از آنجا که بازار و صنایع یکی از مهمترین کنشگران در جوامع امروز هستند و بسیاری از چالشهای مذکور بهویژه در محیطزیست محصول جانبی فعالیت ایشان بوده است، موضوع مسئولیت اجتماعی شرکتها نقشی ویژه برای جلوگیری از مخاطرات اجتماعی و زیستمحیطی جهان امروز پیدا کرد. صنایع و شرکتها به لحاظ اجتماعی و زیستمحیطی مخاطرات فراوانی دارند و دولتهای مختلف در ایران نیز در حکمرانی این موضوع نتوانسته است آنچنان که شایسته است این حوزه را تنظیمگری و قاعدهگذاری کند. شرکتداریهای متنوع و مبهمِ دولتی و شبهدولتی، رویکرد خیریهای و نمایشی به مسئولیت اجتماعی شرکتها، فشار قدرتهای سیاسی به شرکتها برای دریافت منابع مالی، روابط فاسد اقتصادی، سبزشویی و کمتوجهی به محیط درونی کارگاه و جوامع میزبان از مهمترین چالشهای مسئولیت اجتماعی شرکتها در ایران است.قوانین و آییننامههای حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتها از جمله ماده (80) برنامه ششم توسعه، آییننامه دولت سیزدهم و لایحه بودجه دولت چهاردهم، نتوانسته انتظارات کارشناسان و فعالان این عرصه را برآورده کند. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که دولتها باید با تدوین مقررات مناسب نرم و تشویقی و با تمرکز بر شفافیت، منابع مسئولیت اجتماعی شرکتها را به سوی نیازهای واقعی جامعه به ویژه جامعه میزبان سوق دهد. پس از آن نیز با ارزیابی و نظارت، مانع از فسادهای متداول این عرصه مانند سبزشویی و تحکیم روابط قدرت برای نخبگان فاسد شود.