تحلیل غیریتسازی در گفتمانِ زبان حماسی و نقش آن در همبستگی ملّی(نمونۀ مورد بررسی: بانوگشسبنامه)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
2 عضو مدعو گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تربت حیدریّه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریّه، ایران و استادیار دانشگاه حکیم سبزواری،
3 پژوهشگر پسادکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
چکیده
حماسهها، با تکیه و تأکیدی که بر زبان، تاریخ، پیشینۀ فرهنگی و مرزهای جغرافیایی یک ملّت دارند، بیش از دیگر گونههای ادبی، با هویّت ملّی و هم¬بستگی و وفاق جمعی در پیوند هستند. آنچه موجب چنین هویّتسازی و وفاق هژمونیکی در حماسهها میگردد، کاربستِ زبان به¬گونهای ویژه است؛ این بدان معناست که شاعر حماسهسرا در زبان حماسی، با تکیه بر غیریتسازی، از گفتمانی پویا بهره میبرد و بدین¬گونه، برتری سیاسی ـ اجتماعی مورد نظر خویش را ایجاد میکند. در پژوهش پیشروی، با روی¬کرد تحلیلی ـ توصیفی به بررسی بانوگشسبنامه میپردازیم و همزمان به ارائۀ نمونههایی از منطق همارزی و منطق تفاوت در این اثر حماسی خواهیم پرداخت؛ مقولاتی که در نهایت، غیریتسازی را محقق مینمایند. ضمن بررسی بانوگشسبنامه با این روش به این نتیجه میرسیم که برایندِ این غیریتسازی حاکم بر گفتمان زبان حماسی، پررنگ شدن مرزهای فرهنگی و برجستهسازی هویّت ایرانی است؛ مقولهـ مفهومی که درک و بازشناختِ آن ـ در دورۀ تقابل فرهنگی و سیاسی قدرتها ـ در راستای احیای هویّت ملّی و دستیابی به سعادت جمعیِ یک ملّت، ضروری است.