نقد و ارزیابی توصیفیتحلیلی مقالات نوشتهشده درباب منظومة کوشنامه از آغاز تا سال ۱۴۰۱
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران (نویسندة مسؤول)
2 دانشجوی دکتری بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیرازشیرازایران
3 بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
doi
چکیده
منظومههای حماسی با محوریت پهلوانان و شخصیتهای اسطورهای اغلب در ادامة داستانهای شاهنامه و تکمیلکنندة آنهاست. یکی از مهمترین متون پهلوانی، منظومة کوشنامه اثر ایرانشانبنابیالخیر است که در اوایل قرن ششم هجری سروده شده است. در چند دهة اخیر با رشد تصحیح متون کهن فارسی، اینگونه آثار با متونی منقح و چاپهایی ارزنده در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است و براساس آنها موجی از پژوهشها و مقالهها ایجاد شده است. این آثار تحقیقی از یکدستی ساختاری و ارزش محتوایی همسانی برخوردار نیست. بنابراین در مقالة حاضر به معرفی و شناساندن این پژوهشها و واکاوی و ارزیابی ساختار و محتوای هریک از این آثار پرداخته شده تا تصویری بهتر از منظومة کوشنامه و حوزههای تحقیقی آن ترسیم و وجوه کارآمد و ناکارآمد پژوهشها شناسایی شود. مجموع این مطالعات و دستهبندیها افزون بر اینکه دیدگاه منسجمی از مقالات عرصة کوشنامه به مخاطبان میدهد، دستاوردهای متعددی دربرداشته که نمایانگر برتریها و کاستیهای این پژوهشهاست. ناهمخوانی عنوان و محتوا، تحلیلهای شتابزده و گاه نامتقن، بیان مطالب تکراری، انتخاب موضوعهای نامناسب ازجمله ويژگیهای منفی و تنوع موضوعی مقالات، تصحیح دوبارة ابیات مبهم، توجه به جغرافیای گستردة منظومه و بررسیهای تطبیقی کوشنامه با شاهنامه و سایر منظومههای حماسی، از برجستهترین ویژگیهای مثبت پژوهشها محسوب میشود.