تحلیل روابط ترامتنیِ قصۀ روسیِ یِروسلان لازارِویچ و شاهنامه

نویسندگان

1 گروه روسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره)

doi
چکیده

ادبیات روسیه از جمله ادبیات جهان است که از دیرباز متأثّر از ادبیات مشرق‌زمین و به‌ویژه ادبیات کلاسیک ایران بوده است. یکی از آثار گران‌سنگ ادب فارسی که به گفتۀ محقّقان بسیاری بر شکل‌گیری برخی افسانه‌ها، قصص و داستان‌های حماسی روسی تأثیر داشته، حماسۀ ملی ایرانیان، شاهنامۀ حکیم ابوالقاسم فردوسی است. از جملۀ این آثار، قصۀ روسیِ یِروسلان لازارِویچ است که ریشه در فولکلور و ادبیات باستانِ حماسیِ روسی دارد. در این پژوهش برآنیم تا به روش تحلیلِ تطبیقی و کیفی محتوا و کاربست نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت و با استفاده از روش مطالعۀ کتابخانه‌ای و اسنادی در گردآوری داده‌ها، به نقد مناسبات بینامتنی قصۀ نامبرده در مواجهه با شاهنامه بپردازیم. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که دو گونۀ بینامتنیت و فرامتنیت در این پژوهش بررسی‌پذیر نبوده و لذا، بررسی مناسبات پیرامتنی، سرمتنی و بیش‌متنی بر ادعای ما مبنی بر برگرفتگی قصۀ روسی از شاهنامه صحّه گذاشته‌اند. از جمله مصادیق پیرامتنی، نام اثر و نسخ خطی، آثار لوباک، کتاب‌ها و مقالات موجود پیرامون این قصۀ روسی را می‌توان برشمرد. همچنین، ویژگی‌ها و مختصات حماسی این قصه از جمله مصادیق رابطۀ سرمتنی بوده‌اند. در رابطه با بیش‌متنیت نیز در قصۀ روسی با جایگشت نثرسازی، گشتار کمّی کاهش از نوع برش و نیز گشتار کمّی افزایش از نوع انبساط روبه‌رو هستیم. علی‌رغم وجود برخی پیش‌متن‌های احتمالی از میان آثار شرقی باستان، شاهنامه را می‌توان پیش‌متن اصلی قصۀ یِروسلان لازارِویچ تلقی کرد.