بازنمایی کلاهخود رستم در دوران توسعه، شکوفایی و افول کتابآرایی ایران (مطالعه موردی: شاهنامههای بایسنغری، طهماسبی و داوری)
نویسندگان
1 گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور
2 گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، ایران
doi
چکیده
کتابآرایی ایرانی همبسته و وابستهی ادبیات بهشمارمیرود که دوران توسعه، شکوفایی و افول آن به ترتیب به دوران تیموری و صفوی و قاجار اختصاص دارد. از موضوعات قابل بررسی در مطالعه نگارههای حماسی، جنگافزار پهلوانان است که در هر عصر، با توجه به مسائل سیاسی و فرهنگی با رویکردی متفاوت نقش بستهاست. رستم مهمترین پهلوان و از شاخصترین شخصیتهای ادبیات حماسی در شاهنامه فردوسی است که بخش قابل توجهی از این حماسه دربرگیرنده توصیفهایی از ظاهر و داستانهای اوست که دستمایهی تصویرگران ایرانی برای خلق تصاویر بسیاری بودهاست. شاهنامههای بایسنغری، طهماسبی و داوری علاوه بر داشتن نگارههای بسیار و شاخص، از مهمترین آثار مکاتب نگارگری ایران نیز محسوب میشوند که به ترتیب به ادوار توسعه، شکوفایی و افول نگارگری ایرانی تعلق دارند؛ از اینرو، مطالعه این شاهنامهها، مدنظر این پژوهش قرارگرفتهاند. در میان جنگافزارها، کلاهخود رستم به دلیل تنوع در محتوا و تصویر، قابلیت بررسی بیشتری دارد. مساله این است: در ترسیم کلاهخود رستم، نگارگران نسخ شاهنامه بایسنغری، طهماسبی و داوری چه ویژگیهای بصری را بهنمایش گذاشتهاند؟ و تا چه میزان از متن ادبی شاهنامه تبعیتکردهاند؟ روش تحقیق تحلیلی-تطبیقی، روش تجزیه و تحلیل کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانهای-اسنادی است. نتایج پژوهش مبین این نکته هستند که در دوران توسعه توجه به متن ادبی شاهنامه مدنظر هنرمند بوده است؛ لیکن از این زمان به بعد، شیوه ترسیم کلاهخود رستم، تحت تاثیر تخیل نگارگر، جنبه تزئینی و نمایش قدرت یافته و از روایت کمتر تبعیت کرده است.