رفتارشناسی شخصیتهای داستان بیژن و منیژه بر پایۀ تئوری انتخاب ویلیام گلسر
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران. نویسنده مسئول
2 محمد طاهرخانی دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی،واحد زنجان،دانشگاه آزاد اسلامی ،زنجان .ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد زنجان ،دانشگاه آزاد اسلامی،زنجان،ایران.
doi
چکیده
چکیده بررسی شاهنامه فردوسی، بر پایه نظریههای روانشناسی، یکی از روشهای بایسته برای آشنایی بیشتر با ابعاد متنوع این اثر بزرگ است. موضوع این پژوهش، بررسی رفتار شخصیتهای داستان بیژن و منیژه برمبنای تئوری انتخاب ویلیام گلسراست. پرسش بنیادین این مقاله آن است که چگونه میتوان خوانشی روانشناختی، بر پایۀ تئوری انتخاب از رفتار شخصیتهای این داستان داشت؟ هدف این پژوهش بررسی رفتار شخصیتها، بر پایۀ ارکان اساسی این رویکرد؛ یعنی، نیازهای اساسی، مسئولیتپذیری و واقعیت پذیری است. همچنین، نقش فردوسی را بهعنوان یک راوی قدرتمند در طرح موقعیتهای پاسخگو به نیازهای اساسی مورد تحلیل قرار خواهیم داد. اهمیت این پژوهش آن است که با بررسی رفتار در شاهنامه، مبتنی بر انتخاب و مسئولیت، از زاویه دید نظریۀعلمی خاص، در پی برخورد علمی با مقولهای به نام ادبیات است. ضرورت انجام این پژوهش، مدیون آن است که بررسی و تحلیل رفتار شخصیتهای یک اثر ادبی از منظر تئوری انتخاب، بهواسطۀ امکان همذات پنداری مخاطبان با این شخصیتها، بیتردید سبب آشنایی درست با نیازها، خواستهها، ادراک، رفتار و مسئولیتپذیری و درنهایت خودکنترلی میشود. بنا بر این نتایج، شاهنامه بازتابی از تمام نیازهای بشری است که شخصیتها با شناخت و درک واقعیت برای رسیدن به هدف، دست به انتخاب میزنند.