فرهادِ پهلوان (تأمّلی در یک تلفیق ژانری)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران (نویسنده مسؤول)

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور؛ تهران؛ ایران

doi
چکیده

شخصیت فرهاد در منظومۀ خسرو و شیرین نظامی گنجوی در ظاهر، عاشقی دل‌باخته و تراژیک است؛ امّا در ژرف‌ساخت روایت، نشانه‌هایی از منش و کنش پهلوانی در او به چشم می‌خورد. مسألۀ اصلی این پژوهش آن است که آیا نظامی در آفرینش شخصیت فرهاد به تلفیقی میان دو ژانرِ حماسی و غنایی دست یافته است و اگر چنین است این درهم‌تنیدگی چگونه در ساختار روایی و شخصیت فرهاد جلوه‌گر شده‌ است؟ در این مقاله با تکیه ‌بر روش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد تطبیقی میان بن‌مایه‌های حماسی و شواهد روایی خسرو و شیرین تلاش شده است تا چگونگی شکل‌گیری این تلفیق ژانری بررسی شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فرهاد برخلاف عاشقان مألوف ادب فارسی واجد خصایص و کنش‌هایی است که او را به قلمرو پهلوانان نزدیک می‌سازد؛ از جمله اعمال خارق‌العاده، مناعت طبع، جوانمردی، رزم‌افزار مینوی، سخن‌ گفتن با قصر و صورت سنگی شیرین، داشتن تبار ایزدی و قربانیِ خدعه و مکرِ رقیب شدن. تأکید نظامی بر این عناصر، فرهاد را از چهره‌ای صرفاً عاشقانه فراتر می‌بَرَد و او را به پهلوانی هرچند شکست‌خورده بدل می‌کند. از این منظر، فرهاد نمادِ زوالِ روح حماسی در جهان تغزل و بازتابی از بحران تمدنی ایرانِ پساحماسی است.