فراخوانی و تقابل دوگانة اسطوره‌های شاهنامه به عنوان نماد در اشعار اجتماعی حسین منزوی برپایه نظریة لوی استروس

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران(نویسنده مسؤول)

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

doi
چکیده

شخصیت‌ها و اساطیر شاهنامه در آثار پس از آن همواره مورد بازتاب و توجه شاعران فارسی و سایر ملل قرار گرفته‌اند. صرف نظر از تأثیر ادیبان سایر ملل و آثار دیگر زبان‌ها، یکی از بسترهای تداعی کننده این اسطوره‌ها، ادبیات اجتماعی معاصر فارسی است. حسین منزوی یکی از شناخته‌شده‌ترین و تاثیرگذارترین غزلسرایان معاصر است که همواره در اشعار خود توجه ویژه‌ای به مضامین اجتماعی دارد و در این راستا از هیچ منبع الهامی غافل نمانده است. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه‌ای و تحلیلی-توصیفی، سعی داریم به این پرسش پاسخ دهیم که: اسطوره‌های شاهنامه در بستر نمادین اشعار اجتماعی منزوی، چگونه فراخوانده شده و در تقابل با یکدیگر قرار گرفته‌اند؟ نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که: منزوی درمجموع 51 بار از شخصیت‌ها و اسطوره‌های شاهنامه، به عنوان نمادهای تلمیحی در اشعار اجتماعی خود، در راستای دلالت بر مفاهیمی چون: آزادی، ظلم، میهن و شهادت بهره یافته است. مطابق نظریۀ کلود لوی استروس، ذهن انسان مفاهیم را براساس دسته‌بندی‌های دوگانۀ خیر و شر در می‌یابد بنابراین؛ این تقابل اسطوره‌ها با هم است که به آنها به عنوان نماد در شعر معاصر نیز معنا و مفهوم بخشیده است. فراخوانی اسطوره‌های شاهنامه در اشعار منزوی با تقابلی دوگانه همراه است، به نحوی که در اشعار او ضحاک نماد ظلم، و در تقابل با کاوه نماد آزادی‌بخشی است. رستم نماد آزادی‌بخشی است و در تقابل با کاووس یا اسفندیار قرار می‌گیرد که بنابراین دو نماد اخیر نماد ظلم هستند. همچنین رستم آنجا که در تقابل با سهراب که نماد شهادت است قرار می‌گیرد، خود به عنوان نماد ظلم تغییر مفهوم می‌دهد.