بررسی زندگی سیاوش براساس نظریه سبک زندگی آلفرد آدلر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، (واحد تهران مرکزی)، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسؤول)

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
چکیده

در شاهنامه، توجه به فرزند و فرزندپروری جایگاه ویژه‌ای دارد  زیرا نماد اهمیت خانواده و نسل‌پذیری است. ارزش‌های انسانی و ملی در پرورش کودکان و بزرگ‌کردن آنان به عنوان سرمایه‌های آینده، در شاهنامه مشهود است. در عصر حاضر مکاتب روانشناسی بسیاری در مورد اهمیت این دوران و نحوۀ تأثیرگذاری دوران کودکی بر شکل‌گیری شخصیت انسان‌ سخن گفته و پژوهش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده است. یکی از مهم‌ترین این پژوهش‌ها متعلق به آلفرد آدلر روانشناس سوئیسی است. نظریه سبک زندگی و فرزندپروری آلفرد آدلر به سبب اهمیت دادن به تأثیر تربیت دوران کودکی در شکل‌گیری شخصیت افراد در بزرگسالی، طی قرن اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش با تکیه بر الگوی آدلر، به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی دوران کودکی و چگونگی تربیت "سیاوش" از مهم‌ترین شخصیت‌های شاهنامه و اسطوره‌های محبوب ایرانی پرداخته‌‌ایم. براساس نتایج به دست آمده، الگوی تربیتی سیاوش، بر پایۀ نظریۀ آدلر، شامل عوامل متعددی است که بر شکل‌گیری شخصیت و رفتارهای او تأثیر گذاشته است. این عوامل عبارتند از: ویژگی‌های خاص مادر وی، از جمله فقدان مادر در دوران کودکی و دوری از خانه، که منجر به تربیت وی در محیطی غیر خانوادگی و نزد رستم شده است؛ و همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه و نیمه‌دموکراتیک، که توسط رستم، به عنوان والد دوم، اعمال شده است. این سبک تربیتی، در کنار عوامل دیگر، سبب شکل‌گیری شخصیت با گذشت، امانت‌دار و مقاوم در سیاوش شده است. در نتیجه، این ویژگی‌ها شخصیت فردی و ایفای نقش‌های اجتماعی او را در شاهنامه شکل داده است.