بازآفرینی پسا انسان گرایانه قهرمان اسطوره ای در رمان سنگ کور نوشته ناتالی هاینز

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران (نویسنده مسؤول)

2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
چکیده

در اساطیر کلاسیک یونان و روم،  قهرمانان  با تکیه بر دلاوری و درایت خویش و نیز پشتیبانی خدایان، مراحل دشوار ماموریتشان را با سربلندی و افتخار به انجام می‌رسانند. این تصویر آرمانی در تقابل كامل قرار دارد با بازنمایی قهرمان در ادبیات امروز که تحت تاثیر چیرگی اندیشه پساانسان‌گرایی در عصر حاضر و به چالش كشیده شدن محوریت انسان و عاملیت یگانه او در جهان، به گونه‌ای متفاوت ساخته و پرداخته می‌شود. بدین ترتیب، پرسئوس، قهرمان اسطوره مدوسا در رمان سنگ‌كور (2022)، در تضادی آشکار با همتای اسطوره‌ای خویش، موجودی بی‌اراده و ناتوان تصویر شده است كه بدون یاری خدایان توان انجام ماموریتش را ندارد. افزون بر این، برخلاف روی‌کرد انسان‌گرایانه متداول، پرسئوس معاصر نه تنها از کنش موثر در روایت بی‌بهره است، بلکه از کرامت و برتری اخلاقی نیز نشانی ندارد. این در حالی است كه هیولایی چون مدوسا به صورت کنش‌گری موثر و ازخودگذشته بازنمایی شده است. پژوهش پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی و روی‌کرد تطبیقی، به بررسی بازنمایی قهرمان در دو روایت كلاسیك و معاصر اسطوره مدوسا می‌پردازد و تاثیر دیدگاه‌های نظریه‌پردازان  پساانسان‌گرا، و به ویژه روزی برایدوتی را در بازآفرینی مفهوم قهرمان در رمان هاینز به عنوان نمونه‌ای از ادبیات پدیدآمده در عصر پساانسان‌گرایی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در روایت پساانسان‌گرای هاینز، قهرمان اسطوره‌ای به عنوان سوژه اصلی و عامل تمام كنش‌های داستان به چالش كشیده می‌شود و عاملیت میان انسان و عناصر غیرانسانی توزیع می‌گردد. بدین ترتیب مرزهای سنتی انسان‌گرایی فرو می‌ریزد و مفهوم قهرمان دگرگون می‌شود.