کنشگری فردوسی در مناسبات بین خسروپرویز و بهرام چوبینه از منظر تاریخ‌گرایی نوین

نویسندگان

1 استادگروه زبان و ادبیات فارسی. دانش‌گاه شیراز. شیراز. ایران.

doi
چکیده

دیک­دیویس در کتاب حماسه و نافرمانی، بر آن است که شاهنامه، بر خلاف نامش که گویی در ستایش شاهان و اقتدارگرایی مطلق است، به شکلی ضمنی، نقد بنیادین قدرت را محور خود قرار داده؛ چنان‌که لحن روایت فردوسی، به­شکلی است که یلانی چون رستم، کاوه، مزدک و بهرام چوبینه، در دیدۀ خواننده خوش می­نشینند، نه پادشاهان هم­عهد آن­ها. نگارنده ضمن تأیید کلیت این دیدگاه، در مورد بهرام چوبینه با دیک ­دیویس همراه نیست. اگرچه برخی از پژوهشگران در کشور نیز، چون دیک دیویس، بهرام چوبینه را قهرمان بلامنازع عهد خسروپرویز تلقی می­کنند، اما از آنجا که بر اساس تاریخ­گرایی نوین، تاریخ نه ثبت عینی و بی­طرفانۀ یک پدیده، بلکه حاصل تفسیر گفتمانی هر موضوعی است و هم موبدان و هم فردوسی نمی­توانسته­اند فارغ از نظام اندیشگانی خود رفتار کنند، چون بهرام نخستین یلی است که بدون فره و تبار شاهی، داعیۀ پادشاهی در سر دارد، سلطنت­طلبی یل بی­فرهی چون او را عدول از اشه و داد می­دانسته­اند و از این رو روایت خسرو و بهرام را به شکلی پیش برده­اند که مخاطب با خسرو همراه شود، نه بهرام. بنابراین اگرچه در رویارویی هرمزد با بهرام، هنوز بهرام را سودای پادشاهی در سر نیست و فردوسی ( یا منبع/ منابع او) در کنار بهرام می­ایستد و به شکلی نگارین مخاطب را با او همراه می­کند، اما در مواجهۀ خسرو با بهرام، این خسرو است که خوش می­درخشد و بهرامِ بی­فره، چونان بخت­برگشته­ای دیوزده می­نماید که با اهرمن­خویی و به ناحق، در پی تاج و تخت است و در فرجام از کرده سخت پشیمان.