تحلیل تراژدی فضیلت و دوگانۀ پیمان در داستان رستم و اسفندیار بر اساس فلسفۀ اخلاق نوسباوم
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری فلسفه اخلاق و مدرس مدعو، گروه فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
چکیده
داستان رستم و اسفندیار از برجستهترین روایتهای ادب حماسی است که فردوسی در آن، دو قهرمان را در کشاکش میان خیر و بدفرجامی به تصویر میکشد. این پژوهش با تکیه بر فلسفۀ اخلاق مارتا نوسباوم میکوشد به تحلیل ساختار اخلاقی این داستان از منظر «تراژدی فضیلت»، یعنی تراژدی برخاسته از تعارض فضیلتها بپردازد. نوسباوم در آثار خود بهویژه شکنندگی خیر نشان میدهد که خیر انسانی در جهانی وابسته به بخت و تعارض ارزشها همواره آسیبپذیر است؛ فضیلت در چنین جهانی تضمینکنندۀ نیکبختی نیست و حتی کنشهای برآمده از نیت نیک نیز میتوانند به پیامدهایی تراژیک بینجامند. از همین رو، تراژدی را نباید شکست اخلاق بلکه آزمونی برای سنجش حدود فضیلت تلقی کرد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی چهار محور بنیادین و بههمپیوسته در داستان رستم و اسفندیار میپردازد: (1) شکنندگی خیر و مفهوم بخت، (2) تعارض ارزشها و ضرورت انتخاب اخلاقی، (3) فضیلت تراژیک و محدودیتهای انسانی، و (4) روایت و قضاوت اخلاقی در ذهن مخاطب. یافتهها نشان میدهد که تراژدی این داستان نه از ضعف اخلاقی قهرمانان، بلکه از برخورد دو خیر اصیل پدید میآید؛ تعارضی که میتوان آن را به بهترین وجه با مفهوم دوگانۀ پیمان نشان داد؛ پیمان در معنای عهد و قرارداد بهمنزلۀ شالودۀ نظم سیاسی و اجتماعی از یکسو و پیمان در معنای میانهروی و معیار درونی سنجش راستی از سوی دیگر بهمنزلۀ بنیاد رفتار اخلاقی فرد. شاهنامه در این خوانش صرفاً اثری حماسی نیست، بلکه تأملی فلسفی در باب تقریرهای خیر و آسیبپذیری فضیلت انسانی بهشمار میآید.