تحلیل تطبیقی اسطوره هبوط و داستان «مار و مرد» دانشور از منظر فرایند فردیت یونگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد، مهاباد، ایران
2 استادیار رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مهاباد، مهاباد، ایران (نویسندۀ مسؤول)
3 دانشیار رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مهاباد، مهاباد، ایران
doi
چکیده
اسطوره، هرچند چهرهای کهن دارد، به سبب نقش و کارکردی که در تداوم فرهنگ و ارزشهای ملی ایفا میکند، همواره زنده و بازآفرین است. این پدیده متناسب با نیازهای جامعه دگرگون میشود و در فرآیند بازخوانیهای نو، گاه دچار دگردیسیهای معناشناختی و نمادین میگردد و بررسی این تغییرات برای شناخت جهتگیریهای فرهنگی و فکری نویسنده اهمیت ویژهای دارد. یکی از نویسندگانی که رویکردی آگاهانه و خلاقانه به اسطوره دارد، سیمین دانشور است. این پژوهش به تحلیل بازآفرینی تطبیقی الگوی اسطورهای هبوط در بستر داستان « مار و مرد» سیمین دانشور میپردازد. برای ورود به لایههای عمیقتر ساختار روان، از تفسیر روانشناسی تحلیلی یونگ بهره گرفتهشده است تا آرکیتایپ سایه در ساختار روان مدرن تبیین شود. این تحلیل با لحاظ کردن بستر اجتماعی بسته زنان در دوره نویسنده، نشان میدهد که «مار» فراتر از نماد وسوسه در اسطوره اولیه، به تجسم سایه جمعی و سرکوبشده انرژی حیاتی زنان تبدیلشده است. یافتهها حاکی از آن است که دانشور در این بازتفسیر، نقش زن را از قربانی منفعل به معمار فعالِ فرآیند دگردیسی ارتقا داده است. نتیجهگیری بر این تأکید دارد که مهار بیرونی سایه ناکام است و رستگاری، تنها از طریق تلاش آگاهانه زن برای ادغام این نیروی حیاتیِ سرکوبشده محقق میشود، فرآیندی که پایان باز داستان استمرار آن را بهعنوان یک مقاومت روانی پایدار نشان میدهد.