راهبرد موازنه منطقهای ایران در قفقاز جنوبی: تحلیل کنشگری در برابر محور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل پس از جنگ دوم قرهباغ
نویسندگان
doi
چکیده
جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰، با ایجاد زلزلهای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، موازنه قدرت را به سود محور نوظهور ترکیه-آذربایجان-اسرائیل بازتعریف کرد. این تحول، ایران را با سهگانهای از چالشهای درهمتنیده مواجه ساخت: تهدید انزوای ژئوپلیتیکی از طریق «کریدور زنگزور»، تعمیق حضور نظامی-اطلاعاتی اسرائیل در مرزهای شمالی، و گسترش نفوذ ایدئولوژیک آنکارا. این مقاله با هدف تحلیلی جامع، ابعاد، ابزارها و محدودیتهای راهبرد «موازنه فعال» ایران را واکاوی میکند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و توصیفی-تحلیلی و بر پایه چارچوب نظری رئالیسم نئوکلاسیک استوار است که کنش دولت را محصول تعامل فشارهای سیستمی و متغیرهای سطح داخلی میداند. یافتهها نشان میدهد ایران پس از دورهای از انفعال، به راهبردی چندلایه شامل دیپلماسی مهارکننده، بازدارندگی نظامی معتبر، و رقابت ژئواکونومیک روی آورده است. با این حال، کارآمدی این استراتژی با موانع جدی داخلی، به ویژه آسیبپذیری اقتصادی ناشی از تحریمها، و عدم قطعیتهای خارجی، نظیر ابهام در نقش روسیه، روبروست. در نهایت، نتیجهگیری میشود که موفقیت پایدار این راهبرد به هماهنگی مؤثر ابزارهای سخت و نرم، مدیریت هوشمندانه ائتلافها، و تقویت بنیه اقتصادی داخلی برای پشتیبانی از یک سیاست خارجی فعال بستگی حیاتی دارد.