مفهوم عدالت در بحران فلسطین و اسرائیل
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتري علوم سياسي گرايش مسائل ايران، گروه علوم سياسي واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران(نویسنده مسئول).
doi
https://doi.org/10.82298/jpir.2026.1209043چکیده
چکیده: در سالهاي اخير حوادث و رخدادهاي گوناگون نشان از تلاطمي در جهان دارد تا به رغم رشد و گسترش تمایل به قانونگرايي و همگرايي، حاکميت قانون به چشم نيايد! لذا در عين نظمی ظاهری شاهد آشوب و بی نظمی در خاورمیانه هستیم. اين پژوهش با این فرضیه که عوامل مختلف ساختاری و کارکردی نظیر انواع بيعدالتي، تبعیض و سیاستهای توسعه طلبانه در سطوح جهانی و منطقهای به دنبال یافتن پاسخ به چگونگی زمينهها و بسترهاي نزاع و تلاش اسرائیل و مردم فلسطین برای بقاء است. اگر متغیرها را به منزله بسترها و زمينههاي آشوب در قالب تفکر افراطگرایان اسرائیلی و جريانهاي شبیه به آن بدانيم در اين صورت عمدهترين دلايل ظهور و گسترش این جنگهای خانمانسوز و قساوتهاي ناشي از آن را بيش از همه بايد در شکل نگاه و عملکرد بازیگران نظامهاي سياسي و حکومتها، ريشهيابي کرد. در این مقاله سعی شده به شیوهای تفسیری به تحلیل موضوع با مراجعه به کتابخانه و کمک از ترکیب نظریههای"آشوب" روزنا، فرضیه مورگنتا به عنوان یک واقعگرا و تئوری "عدالت" رالز نشان دهیم که در کنار معضل توسعه نيافتگي و پديده عقب ماندگي و عوامل داخلي، باعث گسترش هر چه بيشتر آشوب در منطقه به ویژه مناقشه اسرائیل و فلسطین را فراهم کرده است. لذا برای احیای آرامش در منطقه و کرامت انسانی باید با شناخت عقلانی از جامعهشناسی سیاسی و مسائل داخلی و پیگیری چالشها با تغییر راهبردهایی که تا به حال پاسخ نداده، بدور از خشونت و تعصب بدنبال صلحی پایدار باشیم.