نگرش هرمنوتیکی قانونگذار اساسی سال 1358 نسبت به مفهوم آزادی‌های بنیادین

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2022.337028.2990
چکیده

وجه اشتراک نگرش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این است که انقلاب منشأ تحولات شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه است. به همین ترتیب مقولۀ آزادی در انقلاب 1357 ایران در میان هر سه گونه نگرش سیاسی و فکری موجود در صحنۀ ایران بعد انقلاب یعنی نگرش اسلام‌گرای فقاهتی، چپ اسلامی و غیراسلامی و راست میانه‌رو به شکل گفتمان بارز سیاسی سال‌های تأسیس نخستین قانون اساسی بعد انقلاب درآمده و با تفاوت‌هایی متناسب با ظرفیت‌های معرفتی هر کدامشان ظهور و بروز یافته است. این گفتمان، با وجود تأثیرپذیری از گفتمان‌های  لیبرال ‌دموکراسی؛ به‌خصوص در نگرش اسلام‌گرای فقاهتی به‌عنوان اندیشۀ حاکم بر دهۀ نخست بعد انقلاب، از مبانی و مبادی فکری و معرفتی متفاوتی برخوردار  است و نمی‌توان از این‌همانی آنها سخن گفت. گفتمان مذکور بر نگرش قوۀ مؤسس قانون اساسی سال 1358 نیز تأثیر ‌گذارده است و نگرش خاصی را در مورد این مقوله می‌توان در میان مؤلفان قانون اساسی مذکور یافت که با ابزارهای هرمنوتیک مؤلف‌محور قابلیت تحلیل دارد.