نسبت آموزه‌‌های برجسته‌ترین علمای حقوق بین‌الملل و دکترین در حقوق بین‌الملل

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سمت)، تهران، ایران. ‏

doi
10.22059/jplsq.2023.365044.3392
چکیده

هنگام مطالعۀ متون حقوق بین‌الملل، همواره با اصطلاحاتی چون آموزه‌های برجسته‌ترین علمای حقوق بین‌الملل و دکترین روبه‌رو می‌شویم؛ اصطلاحاتی که به‌ویژه در بخش منابع حقوق بین‌الملل با نگاهی به مادۀ 38 اساسنامۀ دیوان بین‌المللی دادگستری به‌عنوان یکی از شیوه‌های فرعی تعیین قواعد حقوق بین‌الملل از آنها صحبت به میان آمده است. با این حال، زمانی‌که کتاب‌های درسی معتبر را تورق می‌کنیم، در بخش آموزه‌ها و دکترین‌های حقوق بین‌الملل، تفصیل چندانی از سوی برجسته‌ترین نویسندگان و علمای حقوق بین‌الملل به چشم نمی‌آید. کمیسیون حقوق بین‌الملل در سال‌های اخیر سعی کرده با تمرکز بر موضوع منابع حقوق بین‌الملل، به‌تفصیل به منابع مندرج در مادۀ 38 اساسنامۀ دیوان بپردازد و موضوع دکترین نیز ذیل عنوان «شیوه‌های فرعی تعیین قواعد حقوق بین‌الملل» در حال حاضر از سوی کمیسیون در حال مطالعه است. پرسشی که در این نوشتار به آن می‌پردازیم آن است که آیا تفاوتی میان دکترین و آموزه‌های برجسته‌ترین علمای حقوق بین‌الملل وجود دارد؟ معیارهای تعیین آموزه‌های برجسته‌ترین علمای حقوق بین‌الملل و دکترین در حقوق بین‌الملل کدام‌اند؟ مفروض آن است که تفاوتی میان این دو اصطلاح در حقوق بین‌الملل وجود دارد و به‌نظر می‌رسد که معیارهایی نیز برای تشخیص و تمایز این دو مفهوم نیز وجود داشته باشند.