بررسی رویای جریره در شاهنامۀ فردوسی، بر پایۀ نظریۀ ناخودآگاهی یونگ و خوابگزاری سنتی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی کرمانشاه، ایران.
2 مربی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بندر انزلی، دانشگاه آزاد اسلامی، بندر انزلی، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
چکیده
یکی از موارد مشترک بین ادبیات و روانشناسی، مقولۀ رویا و خوابگزاری است و مهمترین وجه اشتراک این دو، بهکارگیری زبانی نمادین در آنها است. روایت رویا در بسیاری از آثار ادبی اقوام و ملل مختلف وجود دارد که در ادامه، گاهی منجر به بحث تعبیر و تفسیر و خوابگزاری نیز میشود. در شاهنامۀ فردوسی نیز به عنوان یک اثر فاخر در ادبیات حماسی، مشاهده میشود که امر خوابگزاری، یکی از موارد تکرار شونده در این کتاب است؛ به گونه ای که میتوان از آن به عنوان یک بنمایه یاد کرد. این رویاها از جهت تصاویر و تحقق آنها، چند گونهاند: بعضی از این رویاها عینا به وقوع میپیوندد، بعضی نیمی نمادین و نیمی حقیقیاند و رویاهایی نیز هستند که تماما نمادیناند. در این جستار، تعبیر رویای جریره در شاهنامه، از دو منظر خوابگزاری سنتی و مباحث ناخوداگاه فردی و جمعی یونگ مورد بررسی قرار گرفته و با تعبیر مدنظر روایت داستانی مقایسه شده است.