تحلیل جلوه های فضاسازی روایی رمان قصه ی کوچ بر اساس نظریه لوسین گلدمن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام(ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام(ره) شهرری،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

doi
چکیده

نویسندگان جامعه شناسی ادبیات وقایع و رویدادها را با توجه به جهان بینی خود مطرح می نمایند. اثر داستانی قصه ی کوچ  با برخورداری از ساختاری اجتماعی، بستر مناسبی را جهت کشف مبانی فرهنگی در یک برهه از زمان فراهم می­سازد. هدف پژوهش حاضر انعکاس مبانی اجتماعی جامعه‌ی یک دوران به لحاظ ارزیابی مبانی فرهنگی است. ضرورت پرداختن به چنین پژوهش‌هایی، بررسی مسائل اجتماعی و فرهنگی رمان قصه کوچ اثر محمدرضا یوسفی می­باشد. مساله‌ی اصلی پژوهش حاضر جستجوی تمهیداتی است که نویسنده­ی این اثر بر اساس جهان بینی خویش، از آن بهره برده است. تا کنون تحقیق مستقلی در خصوص ساخت گرایی گلدمن در اثر قصه­ی کوچ به رشته تحریر در نیامده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که مضمون اصلی این اثر بر مبنای عناصر اجتماعی تا چه حد قابلیت نقد و بررسی دارند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به روش کتاب خانه‌ای (مطالعات کتاب‌ها و پایان نامه‌ها)، به تبیین جلوه‌های فضاسازی این اثر پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این داستان، با ساختار استوار خود، توانسته است با بیان شرایط دشوار زندگی قشری خاص، فراز و نشیب های اجتماعی را با تکیه بر نظریه لوسین گلدمن بیان نماید. دستاورد مهم این پژوهش، گسترش مرزهای نظری ساخت‌گرایی تکوینی به حوزه روایت‌شناسی فضامحور در ادبیات کودک و نوجوان فارسی است؛ جریانی که کمتر از منظر جامعه‌شناسی ادبی گلدمن مورد بررسی قرار گرفته است.