تحلیلی بر چالش های سازمان های مردم نهاد (سمن ها) در مناسبات با دولت: یک نظریه زمینه ای
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان, اصفهان, ایران
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه خوارزمی, تهران؛ ایران
3 دانش آموخته دکتری جامعه شناسی دانشگاه اصفهان, اصفهان, ایران
doi
10.22059/ijsp.2024.366059.671177چکیده
علیرغم اهمیت مشارکت در برنامههای توسعه با محوریت سازمانهای مردمنهاد (سمنها) به عنوان محرک اصلی، اما مسئله مشارکت همچنان حل نشده باقی مانده است. اغلب دولتها از مشارکتی که به ذینفعان این فرصت را میدهد تا به طور اثربخشی بر برنامههای توسعه تأثیر بگذارند، صحبت میکنند و برای آن پیشقدم میشوند اما در واقعیت در برابر آن مقاومت میکنند و امکان برقراری ارتباط مشارکتی بهعنوان قلب مشارکت موثر را نمیدهد. این موضع برای فرآیندهای توسعه بسیار مشکلساز است. زیرا هیچ مشارکت اثربخشی در توسعه بدون ارتباط موثر اتفاق نمیافتد. از این جهت پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئلهمندی ارتباطات موثر در مشارکتهای توسعه و با هدف آسیبشناسی فرایندهایی که تعامل سمنها و دولت را شکل میدهد یا موانع برقراری ارتباط موثر میشود این پرسش را پیش کشید که دولت چگونه با سمنها کار میکند؟ با استفاده از روش نظریه زمینهای برساختی و تکنیک مصاحبه متراکم با 33 نفر از دبیران سمنهای جوانان استان اصفهان نتایج نشان داد سمنهای جوانان به جزء جداییناپذیر شکل سازمانی دولت تبدیل شدهاند و یا به عبارتی سمنها در دولت حکشدهاند. حکشدگی نه تنها استقلال، بلکه پایداری آنها را مسئلهمند کرده است. از اینرو است که توصیف سمنها از تجربه کار کردن با دولت لحظهای بودن را، در ادراک آنها حکاکی کرده است. دولت نه تنها فضای فعالیت سمنها، بلکه ماهیت روابط خود با آنها را هم تعریف میکند و رویکردی فروکاهنده در مورد ماهیت سمن، عضویت در آن، عملیات اجرایی و اثربخشی طرحها و حتی رابطه با دولت ایجاد کرده است.