ارزیابی انتقادی مطالعات مساله اجتماعی قانون در ایران: کاربست جامعه‌شناسی حقوق دورکیم

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه جامعه شناسی سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22059/ijsp.2024.361072.671140
چکیده

مقاله حاضر با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی جامعه‌شناسی حقوق دورکیم و پیگیری امتداد نظام حقوق در نظم حقوقی، معیار ارزیابی انتقادی «نحوه به‏هم‏پیوستگی قانون وضعی با زمینه اجتماعی در طول و عرض زمان» را برای بررسی وضعیت اجتماعی رعایت قانون ارائه کرده و می‏کوشد پاسخی برای دو پرسش مطرح‏شده درباره این معیار به‏دست دهد. مواد تحقیق، مطالعات اجتماعی مساله قانون ناظر به دو مقطع زمانی: 1. سه دهه گذشته پس از انقلاب اسلامی و 2. انقلاب مشروطه است که آنها را برای شناسایی «نحوه به‏هم‏پیوستگی قانون وضعی با زمینه اجتماعی» به روش تحلیل مضمون بررسی کرده‏ایم. یافته‏های تحقیق بیانگر آن است که این مطالعات اعتبار صوری قانون در نظام حقوق را مبنا گرفته و انتظار دارند اعتبار هنجاری و اعتبار تجربی آن به میزان بهنجار (نرمال) باشند. این مطالعات، اغلب با اتخاذ رویکرد آسیب‌شناسانه دورکیمی و ذیل تعابیری نظیر آنومی (بی‏هنجاری)، قانون‌گریزی را به عنوان «مساله اجتماعی» مطرح کرده و معضلات دو سطح وضع و اجرای قانون را به عنوان متغیر مستقل (ذیل عنوان عامل سیاسی یا عامل قانونی) از جمله عوامل بروز این پدیده اجتماعی معرفی کرده‌اند و ناخواسته ضرورت برآمدن قانون از وجدان جمعی و نیز به‌هم‌پیوستگی شیوه‌های نظارت اجتماعی جامعه ایران را نادیده گرفته‏اند. دستاورد این مقاله برای انجام پژوهش درباره وضعیت رعایت قانون در ایران امروز از نوع توصیفی و اکتشافی است که می‏تواند شروعی دیگر برای تحقیقات آتی فراهم آورد تا از پیش‏فرض آسیب و بیماری فاصله گرفته و بکوشند از موضع سلامت جامعه درباره میزان بهنجار رعایت قانون در ایران پژوهش کنند.