شناسایی و الویت بندی مولفه های بازاریابی عصبی موثر بر تصمیم به خرید مصرف کنندگان محصولات سبز (مطالعه موردی: در فروشگاه های بزرگ تهران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازاریابی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
درحالیکه واژه بازاریابی عصبی برای نخستین بار در اوایل دهه 2000 معرفی شد، علوم اعصاب مصرفکننده در دهه 1990 ظهور یافت، زمانی که اندازهگیری فعالیت مغز با بهکارگیری ابزارهای تصویربرداری تشدید مغناطیسی کاربردی قبل دستیافتنی شد. بازاریابی عصبی را رویکرد دقیقتری به رفتار انسان در مقابل تحقیقات بازار سنتی ارائه میدهد که با بهکارگیری تعدادی تکنیک، در سطح بالاتری، رفتار مصرفکننده را بررسی و تحلیل مینماید. هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای بازاریابی عصبی مؤثر بر تصمیم به خرید مصرفکنندگان محصولات سبز میباشد. روش پژوهش اکتشافی بود. جامعه آماری شامل، کارشناسان بازاریابی فروشگاههای بزرگ زنجیرهای در سطح شهر تهران بودند. با توجه به نوع خبرگان و نحوه دسترسی، از تکنیک گلوله برفی برای یافتن نمونه مناسب که شامل 21 نفر میشد، استفاده شد. ابزار تحقیق شامل چکلیست پژوهشگر با سؤالات باز میشد. مؤلفهها بر اساس مبانی تئوریکی تنظیم شد. برای جمعآوری دادهها از تکنیک گروه اسمی استفاده شد. برای تحلیل دادهها، از روش اولویتسنجی سلسله مراتبی با نرمافزار Expert choice استفاده شد. نتایج نشان داد؛ از بین مؤلفههای مؤثر بازاریابی عصبی که بر تصمیم به خرید مصرفکنندگان سبز به ترتیب درك ﺑﻬﺘﺮ ترجیحات ﻣﺸﺘﺮى، ارﺗﻘﺎى تبلیغات ﺗﺠﺎری، ﺑﻬﺒﻮد جذابیت ﻣﺤﺼﻮﻻت، ﮔﺴﺘﺮش ﻧﺎم ﺗﺠﺎرى، تأثیرات تبلیغات. ﻓﺮوش، نگرشهای زیستمحیطی، داﻧﺶ زیستمحیطی، ﻧﮕﺮش ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت، ﺿـﺮورت درك ﺷـﺪه ﻣﺤﺼـﻮل اولویت اول تا آخر را دارا شدهاند. به عبارتی عوامل مرتبط با مشتری، عوامل مرتبط با تبلیغ و ترجیح و عوامل مرتبط با درک و نگرش و دانش بسیار مهم بوده و باید با ارائه راهکارهای عملی برنامههای بازاریابی مناسب را تدوین نمود.