اثر ساختار مالکیت بر کارایی فنی شرکتهای دولتی: رویکرد تحلیل پوششی دادههای بوتاسترپ و دادههای پانل پویا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی مالی، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران
2 استادیار، گروه اقتصاد، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران
3 دانشیار، گروه حسابداری، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران
4 استادیار، گروه مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
5 دانشیار، گروه ریاضی، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران
doi
چکیده
هدف این مقاله برآورد و ارزیابی کارایی فنی 36 شرکت بورسی که دولت در آنها سهامدار است و تخمین اثرات ساختار مالکیت بر کارایی فنی در دوره زمانی 1402-1396 میباشد. بدین منظور، برای اندازهگیری کارایی فنی از دو روش ناپارامتریک شعاعی(کارایی دبرو-فارل) و غیرشعاعی(کارایی راسل) تحت فناوریهای بازدهی ثابت، غیرفزاینده و متغیر استفاده شد. همچنین به دلیل وجود برخی محدودیتها در روشهای شعاعی، کارایی فنی تصحیحشده تورش با استفاده از تحلیل پوششی دادههای بوتاسترپ (DEA-Bootstrap) نیز برآورد گردید. نتایج تخمین کارایی فنی نشان داد هیچیک از 36 شرکت مورد بررسی در کل دوره از کارایی فنی برخوردار نبودهاند. متوسط کارایی فنی براساس فناوری بازدهی ثابت مقیاس حدود 76 درصد میباشد که نشان میدهد این شرکتها 24 درصد با مرز کارایی فاصله دارند. در ادامه اثر ساختار مالکیت این شرکتها به سه شکل درصد مالکیت سهامدار دولتی، درصد مالکیت سهامدار عمده و درصد مالکیت سهامداران خرد بر کارایی فنی با رویکرد دادههای پانل پویا و در قالب دو سناریو برآورد شد. نتایج سناریوی نخست بیان داشت متغیر درصد مالکیت سهامداران دولتی بر کارایی فنی اثر منفی و معنادار در سطح معنای 10 درصد دارد اما متغیرهای درصد مالکیت سهامداران عمده و درصد مالکیت سهامداران خرد اثر غیرمعنادار بر کارایی فنی شرکتها دارند. نتایج سناریوی دوم نیز بیان داشت متغیر درصد مالکیت سهامداران دولتی و متغیر درصد مالکیت سهامداران عمده اثر منفی اما غیرمعنادار بر کارایی فنی دارند در حالی که متغیر درصد مالکیت سهامداران خرد اثر مثبت و معنادار در سطح معنای 10 درصد بر کارایی فنی دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود دولت به تدریج درصد مالکیت خود را کاهش داده و امکان مدیریت خصوصیتر و مستقلتر را برای شرکتها فراهم کند.