تفسیر بافت بینامتنی تصوّف و عرفان جامی در بهارستان بر اساس نظریۀ فرکلاف
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
عبدالرحمان جامی شاعر و نویسندۀ نامآور قرن نهم هجری است که درواقع خاتمالشعرای بزرگ پارسی گو و پس از عهد حافظ، بزرگترین شاعر شمرده شده است. جامی شاعری صوفی مسلکی است که اصطلاحات صوفیه را در شعر و نثر خود به کاربرده و در بهارستان، نمونههای افکار عرفانی خوب و فراوان از او یافت میشود. جامی این افکار را بیشتر در ضمن داستانهای کوتاه بیان کرده است. جامی در سراسر بهارستان، هدف و غرض اصلی خود را بهعنوان یک معلم اخلاق و عرفان ازیادنمیبرد و به خوانندگان عرفان و اخلاق میآموزد و در خلال حکایات، عقاید عرفانی خود را بیان کرده و در موارد مختلف، غیرمستقیم به تعلیم پرداخته است. جامی همچون بسیاری از عرفا هدف اصلی از طی مراحل تربیتی عرفانی یا سیر منازل سلوک را که از توبه آغاز و به فنا پایان مییابد، وصول به ذات حق دانسته که غایت هر عارفی است. نویسنده در این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانهای درصدد آن است تا به بررسی بافت بینامتنی تصوّف و عرفان جامی در بهارستان بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که جامی در بهارستان چگونه از مضامین عرفانی برای بیان مقاصد تعلیمی و اخلاقی خود بهره برده است؟ با بررسی بهارستان در خصوص اندیشههای عرفانی جامی این نتیجه حاصل میشود که جامی به عرفان ایرانی و نظریات شیوخ خراسان دلبستگی نشان داده و از مضامین گستردۀ عرفانی در ضمن حکایات برای ارشاد و راهنمایی و همچنین تعلیم دیگران استفاده کرده است.