بررسی رابطه تعاملات اجتماعی با رویکرد معناشناختی درشکلگیری فضاهای شهری (نمونه موردی: پیاده راه ولیعصر و پیاده راه تربیت)
نویسندگان
1
2
3
4
5
doi
10.30495/jss.2022.1953029.1433چکیده
فضـای شـهری تنهـایـک مفهـوم کالبـدی نیسـت،بلکـه کنـش تعامـلات شـهروندی و فعالیت هـای شـهری رانیـز دربرمی گیـردودرحقیقـت فضا بـا حضـور انسـان وفعالیـت اوسـت کـه معنـا می یابـد. پیـاده راه ها بـه عنـوان یکـی ازفضاهـای شـهری، نقـش مهمـی را در ارتقـای فعالیت هـای اجتماعی-فرهنگـی جامعـه ایفـا می کنــد. حرکــت عابــر پیــاده درپیاده راه هــا،بــه واســطه طراحــی مناســب وشــناخت مبتنی بــرجنبه هــای منظر شـهری است؛ که موجـب افزایـش ادراک، ارتقـای هویـت و احسـاس تعلـق بـه محیـط و زیبایـی میشـود. یکـی ازتحـولات اخیـر درگرایشهـای جدیـد شهرسـازی جهـان، توجـه بـه حرکـت پیـاده و نیازهـای او بـه عنـوان یـک موضـوع فراموش شـده مهـم شـهری اسـت؛لذا این پژوهش فضای دو پیادهراه ولیعصر و پیادهراه تربیت تبریز به عنوان نمونه موردی پژوهش در راستای ابعادمعناشناختی مدنظر قرارداده وبه دنبال بررسی تاثیر عوامل معناشناختی برتعاملات اجتماعی در دوپیادهراه و ارائه راهکاری بهینه در این راستا است. طبقهبندی مولفهها و استخراج شاخصها ابتدا به روش موردی-زمینهای و به کمک اسناد و مدارک موجود و با تکیه بر اطلاعات بدست آمده و سپس با کمک روش ساختارگرایی و با تکیه برمصاحبههای عمیق بر استخراج شاخصها و مولفههای نظری انجام شده و در نهایت به بررسی نرمال بودن زیر شاخصهای ابعاد معناشناختی و تعاملات اجتماعی پرداخته شد. همچنین به کمک رگرسیون به آزمون فرضیات و به کمک آزمون فریدمن به رتبهبندی هر زیر شاخص پرداخته شده که به ترتیب در شاخصه معناشناختی سه مولفه اول یعنی عناصر انسانساخت، بهرهگیری از حواس، عناصر طبیعی و در رابطه با تعاملات اجتماعی سه مولفه به ترتیب فضای شهری پیاده،مولفههای ذهنی،مولفههای کالبدی دارای بیشترین امتیازاست.