بررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی با نگرش مردان نسبت به ‏مشارکت در برنامه های تنظیم خانواده

نویسندگان
doi
چکیده

اهمیت و ضرورت مبحث مشارکت مردان در برنامه های تنظیم خانواده بر حسب نقش های متفاوتی که دارند ( سرپرست خانوار، پدر، شریک جنسی و… ) مشخص می شود و بر همین اساس می توان گفت که توفیق برنامه های تنظیم خانواده، مستقیما در گروه نگرش و عملکرد مردان دراین خصوص قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناخت نگرش مردان نسبت به مشارکت در برنامه های تنظیم خانواده و همچنین بررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی با نگرش نسبت به مشارکت انجام شده است. این مطالعه به شیوه ی پیمایشی و به وسیله پرسشنامه بر روی 383 نفر مرد متأهل سنین 25 تا 50 سال شهر مرودشت صورت گرفته است. چهارچوب نظری مورد استفاده در این بررسی، نظریه کنش اجتماعی تالکوت پارسونز بوده است. یافته های این پژوهش در بخش توصیفی حاکی از آن است که 5/18 درصد از مردان دارای نگرشی منفی نسبت به مشارکت در برنامه های تنظیم خانواده بوده اند و این در حالی است که 8/64 درصد از افراد مورد مطالعه دارای نگرشی میانه(بی نظر) و 7/16 درصد از آنها نگرش مثبتی به مشارکت در این برنامه ها داشته اند. بر اساس یافته های این پژوهش در بخش استنباطی بین متغیرهای نگرش های مرد سالارانه جنسیتی، ترس از عوارض وسائل جلوگیری از حاملگی ،شغل افرادو بعد خانوار یا همان تعداد اعضای خانواده و نگرش نسبت به مشارکت در برنامه های تنظیم خانواده رابطه معنی داری وجود داشته است . شایان ذکر است یافته های پژوهش نشان دهنده ی همبستگی قوی بین متغیر نگرش های مرد سالارانه جنسیتی با نگرش مردان در برنامه های تنظیم خانواده دارد.