نقد وصف و جایگاه زیبایی شناختی آن در شعر خاقانی

نویسندگان
doi
چکیده

وصف، تصویر، خیال، احساس و عاطفه برخی از عناصر بنیادین و سازندة شعر هستند. گرچه شعر حاصل سوز و عطش درونی است و بیان آن جز با کاربرد زبان مجازی و خیال‌انگیز میسر نیست ولی تصاویر شعری نیز در واقع حاصل تأثیر و کارکرد خیال در بستر زبان هستند که موجب گستردگی، تنوع و پویایی شعر می‌شود. شاعر به دلیل شدت و رقت عاطفه و احساس خویش، چه بسا که برای شکل‌گیری کامل تصویری در ذهن مخاطب، به شیئ یا پدیده‌ای از منظرهای مختلف می‌نگرد و تصاویر را به صورت پیاپی می‌آورد و توصیفات متنوعی از آن به دست می‌دهد. این مقاله به بررسی توصیفات شعر خاقانی پرداخته و مواد و عناصر سازندة تصاویر در آن، مخاطب‌شناسی خاقانی در توصیفات، انسجام و تضاد بین تصاویر در محور عمودی و هماهنگی با محتوای شعر، پشتوانة فرهنگی آنها، تازگی و نوآوری توصیفات و.... مورد بررسی قرار گرفته است. وجود نوآوری‌های فراوان در ارائة تصاویر و کشف ارتباط‌های تازه بین پدیده‌ها و اشیا، همچنین استفاده از دانش‌های مختلف در توصیفات علاوه بر دقت نظر و طبع خلاق سراینده، نشان از مهارت و نگرش خاص وی به جهان هستی و اجزای طبیعت دارد.

کلیدواژه‌ها