آموزش حافظه فعال بر بازداری و عملکرد خواندن دانش‌آموزان دارای ناتوانی یادگیری خاص (نارساخوان)

نویسندگان

1 دکتری تخصصی، استادیار روانشناسی تربیتی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

2 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر،ایران

doi
10.30473/clpsy.2019.43389.1382
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش حافظه فعال بر بازداری و عملکرد خواندن دانش­آموزان دارای ناتوانی یادگیری نارساخوان صورت گرفت. روش: روش این پژوهش شبه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون-پس­آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۳۷۲ دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری خواندن پایه سوم، چهارم و پنجم ابتدایی ارجاع داده‌شده از سوی مدارس به مرکز ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش شهر بوشهر بود که از بین آن‌ها به ­روش نمونه‌گیری در دسترس، ۷۵ نفر که ویژگی‌های لازم از نظر ملاک‌های ورود را داشتند فهرست و سپس ۴۰ دانش‌آموز پس از تشخیص ناتوانی یادگیری خواندن توسط روان‌شناس‌های مرکز ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش شهر بوشهر و همچنین مصاحبه بالینی ساختاریافته، انتخاب و به‌شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل در هر گروه ۲۰ نفر گمارش شدند. ابزارهای سنجش شامل چک­لیست نشانگان نارساخوانی، مصاحبه بالینی ساختاریافته، مقیاس هوش تجدیدنظر شده وکسلر کودکان، آزمون خواندن و نارساخوانی نما و آزمون استروپ بود. گروه آزمایش تحت آموزش حافظه فعال، طی ۱۸ جلسه ۴۵ دقیقه­ ای قرار گرفت و گروه کنترل، هیچگونه درمانی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده­ها از روش تحلیل واریانس اندازه­گیری مکرر استفاده شد.  یافته­ ها: تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بین میانگین نمرات پیش­آزمون و پس­آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. آموزش حافظه فعال در گروه آزمایش موجب افزایش نمرات بازداری (03/0= P) و عملکرد خواندن (۰1/0= P) شده است و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار ماند (۰۰۱/0˂ P).نتیجه­ گیری: با توجه به یافته­های بدست­آمده از مطالعه حاضر می­توان نتیجه­گیری کرد که آموزش حافظه کاری می­تواند به عنوان یک روش مداخله­ای در بازداری و بهبود عملکرد خواندن دانش­آموزان با ناتوانی یادگیری نارساخوانی استفاده شود.