راهبردهای بومی‌سازی سازگاری با تغییر اقلیم در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران

نویسندگان

1 گروه محیط‌ زیست، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران

2 گروه محیط‌ زیست، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران

3 گروه مهندسی محیط‌ زیست، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 گروه محیط‌ زیست، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران

doi
https://doi.org/10.71516/qafj.2025.1196471
چکیده

تغییرات اقلیمی ناشی از افزایش تولید و انتشار گازهای گلخانه‌ای به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی تبدیل شده است.این تحقیق به بررسی راهبردهای سازگاری کشاورزی با تغییر اقلیم در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل استراتژی‌های متداول کشاورزان برای مقابله با اثرات منفی تغییرات اقلیمی و ارائه پیشنهادها برای بهبود روش‌های مدیریت منابع آب در این مناطق می‌باشد. برای دستیابی به این هدف، داده‌های میدانی از کشاورزان محلی جمع‌آوری و با استفاده از پرسشنامه، تحلیل شدند. همچنین از آزمون‌های آماری مختلف نظیر آزمون خی‌دو، آزمون ANOVA و تحلیل همبستگی پیرسون برای بررسی روابط بین متغیرها و تحلیل داده‌ها، استفاده شد. نتایج نشان داد که دو راهبرد اصلی کشاورزان برای سازگاری با تغییرات اقلیمی عبارتند از تغییر نوع کشت (با 7/66%) و استفاده از سیستم‌های آبیاری نوین (با 3/53%). این یافته‌ها نشان می‌دهد که کشاورزان به تغییر در الگوهای کشت و بهره‌گیری از تکنولوژی‌های آبیاری مدرن توجه ویژه‌ای دارند. علاوه بر این، نتایج تحلیل‌ها نشان داد که کاهش منابع آبی و افزایش دما به‌عنوان دو اثر اصلی تغییر اقلیم در نظر گرفته شده‌اند و بین این دو اثر همبستگی قوی وجود دارد (با ضریب همبستگی 85/0). همچنین از نتایج آزمون تجزیه واریانس (ANOVA) به‌طور خاص، اولویت‌دهی به توسعه زیرساخت‌های آبیاری مدرن ازجمله مهم‌ترین نیازهای کشاورزان و منطقه مورد مطالعه بود. درنتیجه، پیشنهاد می‌شود که کشاورزان آموزش‌های لازم را برای استفاده از فناوری‌های نوین آبیاری و کاشت گونه‌های مقاوم به کم‌آبی، دریافت کنند. همچنین، سیاست‌گذاران باید تدابیر حمایتی ویژه‌ای برای مقابله با اثرات منفی تغییرات اقلیمی فراهم کنند، ازجمله حمایت از تحقیقات در زمینه توسعه فناوری‌های جدید آبیاری و انتخاب گونه‌های مقاوم به شرایط اقلیمی خشک. این تحقیق می‌تواند به‌عنوان مبنای علمی برای سیاست‌گذاری‌های کشاورزی در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران و همچنین برنامه‌ریزی‌های مدیریت منابع آب در برابر چالش‌های تغییر اقلیم در نظر گرفته شود.