ارزیابی تطبیقی تاثیر پرتودهی گاما و الکترون در کاهش بار میکروبی گردو Juglans regia L.)

نویسندگان

1 گروه مهندسی پرتوپزشکی، واحد بین الملل کیش، دانشگاه آزاد اسلامی،کیش، ایران

2 پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای، پژوهشکده کاربرد پرتوها، تهران، ایران

3 گروه مهندسی هسته ای، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 گروه مهندسی هسته ای، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

5 گروه مهندسی هسته ای، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
https://doi.org/10.71516/qafj.2026.1233331
چکیده

گردو Juglans regia L. به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محصولات خشکباری جهان شناخته می‌شود و ارزش تغذیه‌ای بالای آن، به‌ویژه به دلیل وجود اسیدهای چرب غیراشباع مانند اولئیک، لینولئیک و لینولنیک، پروتئین، ویتامین‌ها و مواد معدنی، اهمیت آن را دوچندان کرده است. در سال‌های اخیر، بهره‌گیری از فناوری‌های هسته‌ای برای کاهش آلودگی‌های میکروبی و افزایش ماندگاری مواد غذایی رواج زیادی پیدا کرده است. این مطالعه تأثیر تابش پرتو گاما و الکترون را بر جمعیت میکروارگانیسم‌های مزوفیل، مخمرها و کپک‌ها و کلی‌فرم‌ها در طول یک دوره نگهداری ارزیابی کرد. نمونه‌ها با دوزهای 1، 3 و 5 کیلوگری تحت تابش قرار گرفتند و تعداد میکروبی در چندین نقطه زمانی بررسی شد. آنالیز واریانس دوطرفه نشان داد که دوز تابش به طور قابل توجهی بر تمام شاخص‌های میکروبی تأثیر می‌گذارد (05/0p≤)، در حالی که نوع تابش و تعامل آن با دوز هیچ اثر آماری معنی‌داری نداشت، که نشان می‌دهد کاهش میکروبی در درجه اول وابسته به دوز است. آزمون چند دامنه‌ای دانکن نشان داد که نمونه‌های کنترل به طور مداوم بالاترین بار میکروبی را در طول نگهداری نشان دادند، در حالی که نمونه‌های تابش گاما در 5 کیلوگری کمترین تعداد را حفظ کردند. به طور خاص، کل باکتری‌های مزوفیل از 8/28 log CFU/g در نمونه کنترل به 93/0 log CFU/g در نمونه‌های تیمار شده با گاما با دوز ۵ کیلوگری، مخمرها و کپک‌ها از 4/65 به 56/0 log CFU/g و کلی‌فرم‌ها از 4/77 به 43/0 log CFU/g کاهش یافتند. این نتایج نشان می‌دهد که پرتودهی نه تنها جمعیت میکروبی را بلافاصله کاهش می‌دهد، بلکه پایداری میکروبیولوژیکی را در طول نگهداری نیز حفظ می‌کند و روشی ایمن و غیر حرارتی را برای افزایش ماندگاری گردو بدون به خطر انداختن کیفیت تغذیه‌ای یا حسی ارائه می‌دهد. این ارزیابی مقایسه‌ای، راهنمایی‌های مهمی را برای انتخاب استراتژی‌های پرتودهی در صنعت آجیل ارائه می‌دهد و بر دوز به عنوان عامل تعیین‌کننده کلیدی برای کنترل میکروبی تأکید می‌کند