دلبستگی دوران کودکی و دلبستگی به خدا، مدل حل بحران هویت با توجه به ادراک اهمیت ارزش های مذهبی
نویسندگان
doi
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدلی جهت مشخص نمودن نقش فرایند انطباق و جبرانی معنوی در شکل گیری هویت است. تعداد810 دانشجوی دانشگاههای تهران به صورت چند مرحله ای مقیاس تاریخچه دلبستگی، دلبستگی به خدا، اهمیت ارزشهای مذهبی و پایگاه های هویت من را تکمیل و نتایج توسط تحلیل عاملی و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. روش از نوع همبستگی می باشد و مدل برازش یافته نشان داد دلبستگی ایمن به خدا، میانجیگر ایمنی به والد و هویت اکتسابی و اجتنابی به خدا، میانجیگر رابطه ناایمنی به والد با هویت سردرگم و دیررس می باشد. همچنین دلبستگی دوسوگرا به خدا واسطه گر ناایمنی به والد و هویت پیشرس مشخص شد. لذا تاریخچه دلبستگی نقش مستقیمی در پیش بینی هویت نشان نداد. نکته مهم، مسیر ادراک اهمیت ارزشهای مذهبی در افراد دلبسته ناایمن به سمت افزایش ایمنی به خدا بود که هویت اکتسابی را موجب می شد. تداعی دلبستگی به والد و خدا، فرضیه انطباقی را حمایت نمود، و طبق فرضیه جبرانی، اهمیت ارزش های مذهبی در فرد دلبسته ناایمن افزایش و دلبستگی ایمن با خدا صورت می پذیرد. لذا کارکرد های دلبستگی ایمن به خدا (فرایند انطباق و جبران شناختی) یعنی پایه ایمنی و پناهگاه مطمئن، اکتشاف، حل بحران اکتشاف و رشد تعهد و شکل گیری هویت اکتسابی را تسهیل می کند.