معیار مشروعیت در ارزیابی عملیات حفظ صلح سازمان ملل متحد

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی بازنشستۀ دانشگاه علوم قضایی و مدعو گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه تخصصصی حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی مقطع دکتری تخصصی حقوق بین‌الملل عمومی، گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2022.332006.2913
چکیده

در زمان وقوع چالش‏ها و مخاصمات داخلی، «عملیات حفظ صلح سازمان ملل متحد» نقشی حیاتی در صیانت از هنجارهای حقوق بشری و تأمین امنیت در کشور میزبان در حال تخاصم ایفا می‏کند. تأمین امنیت و پاسداشت هنجارها در عملیات نامبرده، منجر به رویکردی دوگانه بر تأمین اصول حقوق بشری یا تضمین و اعادۀ وضعیت ثبات کشور میزبان به صلحی پایدار می‏گردد. در نهایت، رویکرد دوگانه مورد اشاره، مشروعیت این عملیات را در تعارض «مشروعیت رویه‏ای»- مبتنی بر هنجارها و اصول- و «مشروعیت خروجی»- بر پایۀ کارآمدی اقدامات انجام گرفته- قرار می‏دهد. این فرآیند منجر به هویت دوگانه اعمال سازمان ملل متحد در این باب و قضاوت جامعۀ بین‏المللی و ابنای بشری در خصوص مشروعیت این اعمال و حتی بدبینی و اعتماد نداشتن به کارایی سازمان مذکور و مأموریت هیئت حاضر می‏شود. عملیات حفظ صلح این سازمان در «جمهوری دموکراتیک کنگو»، «لیبریا» و «تیمور شرقی» نمونه‏های بارزی از این اختلالات عملکردی است که حتی در برخی دکترین حقوق بین‏الملل از آن به «نفاق سازمانی» تعبیر شده است. مقالۀ حاضر، با یاری جستن از روش تحلیلی- استنتاجی به بررسی چالش موجود در تحلیل معیار مشروعیت اعمال حافظان صلح «سازمان ملل متحد» و ضرورت داشتن دیدگاهی جامع به این معضل می‏پردازد.v