بررسی مهارتهای تفکر انتقادی در دانشجویان رشتههای توانبخشی، دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی در سال تحصیلی 92-1391
نویسندگان
1 مددکار اجتماعی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران- ایران.
2 دانشجوی سلامت و رفاه اجتماعی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
3 کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی.
4 کارشناس ارشد رفاه اجتماعی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران- ایران.
doi
چکیده
امروزه اکثر صاحب نظران براین عقیدهاند که تفکر انتقادی زمینه ایجاد مهارت فهم و ارزیابی دانش جدید را برای فراگیران فراهم میکند، و برای تصمیم گیریهای کاری، مدیریت، قضاوت بالینی، موفقیت حرفه ای و مشارکت اثربخش فرد در فعالیتهای جامعه، حیاتی است. با عنایت به کاربردی بودن عملکرد فارغ التحصیلان رشته های توانبخشی، این مطالعه با بررسی مهارت های تفکر انتقادی در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام می شود. روش این پژوهش از نوع همبستگی، در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای 221 نفر وارد مطالعه شدند، آزمون مهارتهای تفکر انتقادی اجرا شد. در تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، آزمون تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته های تحلیل واریانس یک طرفه نشان دادکه بین میانگین نمره دانشجویان رشتههای مورد بررسی از لحاظ نمره کل مهارتهای تفکر انتقادی و هر یک از خرده مقیاسهای آن تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد. بین نمره کل تفکر انتقادی دانشجویان سه مقطع تحصیلی مختلف تفاوت آماری معنی داری به دست آمد. بین مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان (و خرده مقیاسهای آن)؛ با هر یک از متغیرهای سن، جنسیت و محل سکونت رابطه معنی داری به دست نیامد. در حالی که بین سطح تحصیلات و وضعیت تأهل با مهارت های تفکر انتقادی رابطه معنی داری وجود داشت. نتایج حاکی از آن است که نمره کل مهارتهای تفکر انتقادی دانشجویان در سطح متوسط تا خوب و از لحاظ خرده مقیاسهای آن در سطح متوسط به پایین قرار دارند، به عبارتی دیگر، دانشجویان ازلحاظ تفکر انتقادی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، بنابراین بازنگری مطلوب برنامه های درسی و برگزاری کارگاه های مرتبط با آموزش تفکر انتقادی برای دانشجویان در حل این چالش میتواند، پیشنهادی مؤثر باشد.